فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٢
جنگ دندان بر دندان فشاريد، و به نداى ندا دهندهاى گوش ندهيد، زيرا اگر پاسخ داده شوند گمراه كنندهاند، و اگر رها گردند خوار و ذليل شوند، كه همواره چنين بود.
امّا دريغ! شماها را ديدم كه به خواستههاى شاميان گردن نهاديد، و حكميّت را پذيرفتيد.
سوگند به خدا! اگر از آن سرباز مىزدم مسؤول پى آمدهاى آن نبودم، و خدا گناه آن را در پرونده من نمىافزود.
به خدا سوگند! اگر هم حكميّت را مىپذيرفتم به اين كار سزاوار پيروى بودم، زيرا قرآن با من است، از آن هنگام كه يار قرآن گشتم از آن جدا نشدم.
ما با پيامبر (ص) بوديم، و همانا جنگ و كشتار گرداگرد پدران، فرزندان، برادران و خويشاوندان ما دور مىزد، امّا از وارد شدن هر مصيبت و شدّتى جز بر ايمان خود نمىافزوديم، و بيشتر در پيمودن راه حق، و تسليم بودن برابر اوامر الهى، و شكيبايى بر درد جراحتهاى سوزان، مصمّم مىشديم.
امّا امروز با پيدايش زنگارها در دين، كژىها و نفوذ شبههها در افكار، تفسير و تأويل دروغين در دين، با برادران مسلمان خود به جنگ خونين كشانده شديم، پس هرگاه احساس كنيم چيزى باعث وحدت ماست و به وسيله آن با يكديگر نزديك مىشويم، و شكافها را پُر و باقيمانده پيوندها را محكم مىكنيم، به آن تمايل نشان مىدهيم، آن را گرفته و ديگر راه را ترك مىگوييم.
٢٤٩. شرايط اميرمؤمنان (ع) در برخورد با خوارج دَعائم الاسلامِ: عَن اميرِ المُؤمنينَ (عَلَيه السّلامُ)، انَّهُ خَطَبَ بِالكوُفة، فَقَامَ رَجُلٌ مِن الخَوارجِ فَقَال: لا حُكْمَ الَّا لِلّهِ فَسَكَتَ اميرُ المومنينَ (عليه السلام)، ثُمَّ قَامَ آخَرُ و آخَرُ، فَلَمَّا اكثَروُا قَالَ:
كلِمةُ حَقٍّ يُرادُ بِهَا بَاطَلٌ، لَكُم عِنْدَنا ثَلاثٌ خِصَالٍ: لانَمنعُكُم مَساجِدَ اللّهِ ان تُصَلُّوا فِيها، وَلا نَمنعُكُم الِفىءَ ما كانَتْ ايديكُم مَعَ ايدِينَا، وَلا نَبْدَؤُكُم بِحَربٍ حَتَّى تَبدؤُونَا (بِهِ) وَاشهَدُ لَقَدْ اخْبَرنى النبىُّ الصَّادقُ (صلَّى اللّه عليه وآله)، عَن الرُّوحِ الامينِ، عَن رَبِّ العالَمينَ، انَّه لايخرُجُ (عَلَينا) مِنْكُمْ مِن فِئَةٍ قَلَّتْ اوْ كَثُرتْ الَى يَوْمِ القِيامَةِ، الَّا جَعَلَ اللّهُ حَتْفَها عَلَى ايدِينا، وَ انَّ افضَلَ الجِهادِ جِهادُكُمْ، وَ افْضَلَ الُمجاهِديِنَ مَنْ قَتَلَكُمْ، وَافْضَلَ الشُّهَداءِ مَنْ قَتَلْتُموهُ، فَاعْمَلُوا مَا انتُم عامِلوُنَ، فَيَومَ القِيامَةِ يَخْسَرُ المُبطِلوُنَ، وَ لَكُلِّ نَبَإٍ مُستَقَرٌ وَ سَوْفَ تَعلَموُنَ. (مستدرك الوسائل ١١/ ٦٥ ح ١٢٤٣٥)