فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٠
برداشت و با شتاب رفت تا خود را به امام (ع) رساند. ديد او (در مراقبت از خيمهها) اعماق دشت و بلنديها و جاهاى مشكوكى را كه مشرف بر خيمههاست وا مىرسد. امام (ع) به پشت سر خود متوجه شده (در تاريكى) او را ديد. پرسيد: كيستى؟ هلال؟! عرض كرد: آرى، فداى تو! از اينكه در شب به سمت لشكرگاه اين ستمگر بيرون آمدى نگران شدم.
فرمود: «هلال! آمدم تا اين پستى و بلنديها را وارسى كنم، نكند فردا- كه آنان و ما حمله كرده درگير مىشويم- كمينگاهى براى هجوم آنان به خيام ما باشد.» سپس برگشت و در حالى كه (بازوى) چپ او را گرفته بود مىفرمود: «همان شب است! همان شب است! به خدا سوگند وعدهاى است كه تخلّف بردار نيست.» سپس فرمود: «هلال! چرا هم اينك از ميان اين دو كوه نمىروى كه خود را برهانى؟» (هلال روى قدمهاى امام (ع) افتاد و عرض كرد: در آن صورت مادرِ هلال در سوگش بنشيند! سرورم! شمشيرم با هزار شمشير و اسبم با هزار اسب برابر است. به آن خدايى كه همراهى تو را بر من منّت نهاد، از تو جدا نشوم تا اين كه هر دو از كارزار باز مانند و خود كشته شوم!).
٢٥٨. اذن شهادت ياران امام از جانب خداوند انَّ اللهَ قَد اذِنَ فِى قَتلِكُم فَعَلَيكُم بِالصَّبرِ. (فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)/ ٤٦٤)
(از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: در سپيده دم عاشورا حسين (ع) با اصحاب خود نماز گزارد. سپس رو به آنان كرده فرمود:)
«خدا به شهيد شدن شما اجازه داد. بر شما باد صبر (و پايدارى)!» ٢٥٩. بشارت به فرجام گواراى شهادت، عامل شوق نبرد يَا بُنَىَّ اصبِر قَليلًا تَلقَى جَدَّكَ محَمّداً المُصطَفَى (ص) فَيَسقيَكَ شَربَةً لَا تَظمَأَ بَعدَها أَبَداً.
(فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)/ ٥٢٠)
(احمد بن حسن بن على (ع)- كه هفده ساله بود- به ميدان آمد و قهرمانانه جنگيد و تعدادى از دشمنان را كشت و در حالى كه ديدگانش از تشنگى گود افتاده بود به سوى امام (ع) برگشت و عرض كرد: عموجان! آيا آبى هست تا با آن بر دشمنان خدا و رسول خدا (ص) توان گيرم؟)
امام (ع) فرمود: «فرزندم! اندكى ديگر صبر كن تا جد خود محمد مصطفى (ص) را ديدار كنى و او تو را شربتى بياشامد كه پس از آن هرگز تشنگى نيابى» (و او بار ديگر بر دشمنان حمله كرد و عدهاى را كشت و سرانجام به شهادت رسيد.)