فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦٨
ابنُ ظَريف عَن ابنِ علوان عَن الصّادِق، عَن ابيه عليهالسلام قَال: قَال عليهالسلام: اطعَامُ الاسيرِ وَ الاحسانُ اليهِ حَقٌّ وَاجِبٌ وَ ان قَتَلْتَه مِنَ الغَدِ. (بحارالانوار ٩٧/ ٣٣ ح ١١)
ابن ظريف از ابن علوان و او از امام صادق (ع) و آن حضرت از پدرش نقل كرد كه فرمود: غذا دادن به اسير و نيكى نسبت به او، حقى واجب است، ولو اين كه قصد داشته باشى فردا او را بكشى! عَن ابِى عَبداللَّه (عليه السلام)، انَّهُ قَال: يَنبَغِى انْ يُطعَمَ الاسيرُ وَ يُسقَى وَ يُرفَقُ بِهِ، وَ انْ ارِيدُ بِهِ القَتلُ. (مستدرك الوسائل ١١/ ٧٩، ح ١٢٤٦٩)
امام صادق (ع) فرمود: شايسته است به اسير غذا داده شود و با وى به مدارا رفتار شود؛ اگرچه اراده كشتن او را در فردا داشته باشى.» ٧٧٦. سفارش امام على (ع) به امام حسن (ع) در مورد اسير خود ابن ملجم عن ابى البخترى، عن جعفر بن محمد، عن ابيه: انَّ عَلىّ بنَ ابى طَالِب (عليهم السلام): حَتَّى افاقَ، ثُمَّ قَالَ لِلحَسنِ وَالحُسينِ (عليهم السلام): احْبِسُوا هَذَا الاسيرَ وَ اطْعِمُوهُ وَاسقُوهُ وَاحسِنُوا اسَارَه).
(مستدرك الوسائل ١١/ ٧٨، ح ١٢٤٦٧)
- «ابوالبخترى» از امام صادق (ع) از پدرش (ع) روايت كرده كه فرمود: همين كه اميرمؤمنان پس از ضربت شمشير ابن ملجم به هوش آمد، به حسن و حسين (عليهماالسلام) فرمود: اين اسير را حبس كنيد و به او خوراكى و آشاميدنى بدهيد و در دوران اسارت با او نيكو رفتار كنيد.» عَن لُوط بن يَحيى، عَن اشياخِه قال: ثُمَّ التَفَت (عليه السلام) الَى وَلَدِه الحَسَن (عليه السلام) وَ قَال: ارْفِق يَا وَلَدِى بِاسِيركَ، وَارْحَمْهُ وَ احْسِنْ الَيه وَاشْفِق عَلَيه- الَى انْ قَال- فَلَمّا افَاقَ نَاوَلَه الحَسَنُ (عليه السلام) قَعْباً مِن لَبَنٍ، وَ شَرِبَ مِنْه قَليلًا ثُمَّ نَحاهُ عَن فَمِهِ، وَ قَال: احمِلُوهُ الَى اسيرِكُم ثُمَّ قَالَ لَلحَسن (عليه السلام): بِحَقّى عَليكَ يَا بُنَىّ الّا مَا طَيَّبْتُم مَطْعَمَهُ وَ مَشْرَبَه، وَارْفَقُوا بِهِ الَى حِينَ مَوتى، وَ تُطْعِمْهُ مِمّا تَأكُلُ وَ تُسْقِيهِ مِمّا تَشْرِبُ، حَتّى تَكُونَ اكرَمَ مِنهُ). (مستدرك الوسائل ١١/ ٧٩، ح ١٢٤٦٨)
- «لوط بن يحيى» از اساتيد خودش نقل كرده كه گفت: آنگاه (امام على (ع)) به سوى فرزندش حسن نگريست و فرمود: «پسرم! با اسيرى كه در اختيار دارى مدارا كن، و با او مهربان باش، به او نيكى كن و بر او نرمدل باش». تا آن كه گويد: وقتى آن حضرت به هوش آمد، امام حسن كاسه بزرگى از شير آورد. على (ع) اندكى از آن را نوشيد. بعد آن را از دهانش دور كرد و فرمود:
آن را براى اسيرتان ببريد.