فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٩
گرفت. به خدا سوگند! من از پيشتازان لشكر اسلام بودم تا آنجا كه صفوف كفر و شرك تار و مار شد. هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم. هم اكنون نيز همان راه را مىروم. پرده باطل را مىشكافم تا حق را از پهلوى آن بيرون آورم. مرا با قريش چه كار، به خدا سوگند، آن روز كه كافر بودند با آنها جنگيدم، و هم اكنون كه فريب خوردهاند، با آنها مبارزه مىكنم. ديرزو با آنها زندگى مىكردم و امروز نيز گرفتار آنها مىباشم. به خدا سوگند! قريش از ما انتقام نمىگيرد جز به آن علت كه خداوند ما را از ميان آنان برگزيد و گرامى داشت. ما هم آنان را در زندگى خود پذيرفتيم.
أَلا انَّ الدّعِى ابنُ الدّعى قَدرَكَزبَينِ اثْنَيين، بَينَ القَتلَةِ وَ الذِّلَةِ، وَ هيهاتَ مِنّا أَخذُ الدَنيّةِ، أَبى اللهَ ذلِكَ وَ رَسُولُهُ، وَ جُدُودٌ طابَت، وَ حُجُور طَهُرَت، وَ أُنُوفٌ حَميَّةٌ، وَ نُفُوسٌ أَبِيّةٌ، لَا تُؤْثِر طاعةَ اللّئامِ عَلَى مَصارِعِ الكِرامِ. (فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)/ ٤٧٥)
امام حسين (ع) فرمود: آگاه باشيد كه زنا زاده فرزند زنا زاده ميان دو چيز پا فشرده است: كشتن ما و ذلت ما! هيهات كه ما ذلت را بپذيريم! خدا و پيامبر (ص) و نياكان پيراسته و دامنهاى پاك و سرافرازان غيور و دلاوران با رشك آن را نمىپذيرد! (آرى) پيروى فرومايگان را بر قتلگاه بزرگواران نگزينند! ٥٥٠. شجاعت وصف ناپذير كُنَّا اذَا احمَرّ البَأسُ اتَّقينا بِرَسولِ اللَّه (ص) فَلم يَكُن احدٌ مِنّا اقربُ الى العَدوّ مِنهُ. (نهجالبلاغه، كلمات غريب/ ٩)
اميرمؤمنان (ع) (در مورد شجاعت پيامبر (ص) فرمود: هرگاه آتش جنگ زبانه مىكشيد به رسول خدا (ص) پناه مىبرديم و احدى از ما چون او نزديكتر به دشمن نبود.
قَدْ كُنْتُ وَ مَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ وَ لَا أُرَهَّبُ بِالضَّرْبِ وَ أَنَا عَلَى مَا قَدْ وَعَدَنِي رَبِّي مِنَ النَّصْرِ.
(نهجالبلاغه، خطبه ١٧٤)
امام على (ع): گذشته من گواه است كه هرگز با جنگ، تهديد نشدهام و از زخمههاى شمشير نهراسيدهام، چرا كه من بر وعدههاى نصرت پروردگارم تكيه دارم.
... إِنِّي وَ اللَّهِ لَوْ لَقِيتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ الْأَرْضِ كُلِّهَا مَا بَالَيْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ وَ إِنِّي مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ وَ الْهُدَى الَّذِي أَنَا عَلَيْهِ لَعَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ نَفْسِي وَ يَقِينٍ مِنْ رَبِّي وَ إِنِّي إِلَى لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاجٍ وَ لَكِنَّنِي آسَى أَنْ يَلِيَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَ فُجَّارُهَا فَيَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا وَ عِبَادَهُ خَوَلًا وَ الصَّالِحِينَ حَرْباً وَ الْفَاسِقِينَ حِزْباً. (نهجالبلاغه، نامه ٦٢، بند ٨)