فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٦
پس از وفات پيامبر (ص) و بى وفايى ياران، به اطراف خود نگاه كرده ياورى جز اهل بيت خود نديدم، (كه اگر مرا يارى مىكردند، كشته مىشدند) پس به مرگ آنان رضايت ندادم. چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فرو بستم، و با گلويى كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را نوشيدم و خشم خويش فرو خوردم و بر نوشيدن جام تلختر از گياه حَنظَل، شكيبايى نمودم.
عمرو عاص با معاويه بيعت نكرد مگر آن كه شرط كرد تا براى بيعت، بهايى (حكومت مصر) دريافت دارد، كه در اين معامله شوم، دست فروشنده هرگز به پيروزى نرسد و سرمايه خريدار به رسوايى كشانده شود.
اى مردم كوفه! آماده پيكار شويد و ساز و برگ جنگ فراهم آوريد؛ زيرا كه آتش جنگ زبانه كشيده و شعلههاى آن بالا گرفته است، صبر و استقامت را شعار خويش سازيد كه پيروزىآور است.
توضيح: امام على (ع) به هدف دشمن كاملا آگاه و آشناست.
وَ اللَّهِ لَا أَكُونُ كَالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدْمِ حَتَّى يَصِلَ إِلَيْهَا طَالِبُهَا وَ يَخْتِلَهَا رَاصِدُهَا وَ لَكِنِّي أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ وَ بِالسَّامِعِ الْمُطِيعِ الْعَاصِيَ الْمُرِيبَ أَبَداً حَتَّى يَأْتِيَ عَلَيَّ يَوْمِي فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آله حَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا. (نهجالبلاغه، خطبه ٦)
در سال ٣٦ هجرى در شهر مدينه آن گاه كه از امام على (ع) خواستند طلحه و زبير را تعقيب نكند، فرمود:
به خدا سوگند! از آگاهى لازمى برخوردارم و هرگز چون كفتار نباشم كه با آهنگ، خوابش كنند، غافلگيرش نمايند و شكارش كنند. (اينگونه نيستم كه دشمنان ناگهان مرا محاصره كنند و با نيرنگ دستگيرم نمايند.)
من همواره با يارى انسان حقطلب، بر سر آن كس مىكوبم كه از حق روى گردان است، و با يارى فرمانبر مطيع، نافرمان اهل ترديد را در هم مىشكنم، تا آن روز كه دوران زندگانى من به سرآيد. پس، سوگند به خدا! من همواره از حقِّ خويش محروم ماندم، و از هنگام وفات پيامبر (ص) تا امروز حق مرا از من بازداشته و به ديگرى اختصاص دادند.
توضيح: امام (ع) چون از آگاهى و بصيرت سياسى برخوردار است، هيچگاه غافلگير دشمن نمىشد.