فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
فدايت شوم، به مردى از دوستداران شما خبر رسيده شخصى شمشير و مركب در اختيار او مىگذارد تا در راه خدا جهاد كند. دوستانش به او خبرى مىدهند كه جنگيدن به همراه اين افراد جايز نيست و به او مىگويند: تجهيزاتى را كه از آن مرد گرفته، به او برگرداند.
امام (ع) فرمود: اين كار را بايد بكند و آنها را بايد به صاحبش برگرداند. مرد گفت: براى يافتن آن شخص رفته ولى او را پيدا نكرده است و به او گفتهاند كه او مرده است.
امام (ع) فرمود: حال كه چنين است در مرزهاى اسلام به مرزبانى بپردازد ولى نجنگد. گفتم: (در مناطقى) مانند: قزوين، عسقلان، ديلم و شبيه به آنها (كه اهل شركند) مرزبانى كند؟
امام (ع) فرمود: آرى.
آن مرد پرسيد: اگر دشمن به منطقهاى كه وى مرزبانى مىكند، حمله كرد او چه كند؟
فرمود: از كيان اسلام، دفاع كند.
گفت: يعنى جهاد كند؟ فرمود: نه، مگر اين كه خطرى خانه و كاشانه مسلمانان را تهديد نمايد.
مثلًا اگر روم به سرزمين مسلمانان تجاوز كند، نظر تو اين است كه نبايد جلوى آنها بايستند؟! آن گاه امام فرمود: مرزبانى كند ولى نجنگد در عين حال اگر بر كيان اسلام خطرى پيش آيد بايد با دشمن بجنگد؛ البته هدف فقط دفاع از اسلام باشد و نظرى به حاكم جور نداشته باشد و جنگ با كفار را يك وظيفه فردى در برابر اسلام بداند زيرا يكى از راههاى محو اسلام، از ياد بردن نام (حضرت) محمد (ص) است.
٥٠. مبسوط اليد بودن امام (داشتن نيرو و امكانات و تجهيزات)
مُحمد بن عَلىّ بن ابراهيم: العِلّةُ فِى تَنَحّى النّبىّ صلى الله عليه و آله عَن قُريشٍ انّ النبىّ صلى الله عليه و آله كَانَ النّبىّ السَّيفِ، وَ القِتالُ لا يَكُونُ الّا بِاعوانٍ فَتَنحّى حَتّى وَجَدَ اعْوَاناً ثُمّ غَزاهُمْ.
(بحارالانوار ٩٧/ ٤٣، ح ٥٤)
محمد بن على بن ابراهيم مىگويد: رسول خدا (ص) در ابتدا، از قريش كنارهگيرى كرد و با آنها نجنگيد؛ پيامبراكرم (ص)، پيامبر جهاد بود و جنگ بدون اعوان و انصار ميسر نبود. پس آن حضرت از آنها كناره گرفت تا ياورانى يافت و سپس با آنها وارد نبرد شد.
عَن الهَيثم بنِ عَبدالله الرُّمانى قَالَ: سَألْتُ عَلىّ بِن مُوسى الرّضا (ع) فَقُلتُ لَهُ: يَابْنَ رَسُولِ اللّه اخبرنى عَن عَلىّ بنِ ابيطَالِب (ع) لِمَ لَم يُجاهِدْ اعدَائَه خمساً وَ عِشرِينَ سَنة بَعدَ رَسُولِ اللّه (ص) ثُمّ