فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٢
٢٧٠. بىحرمتى به ناموس پيامبر (ص) و قتل و غارت فَخَرَجُوا يَجُرُّونَ حُرْمَةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) كَمَا تُجَرُّ الْأَمَةُ عِنْدَ شِرَائِهَا مُتَوَجِّهِينَ بِهَا إِلَى الْبَصْرَةِ فَحَبَسَا نِسَاءَهُمَا فِي بُيُوتِهِمَا وَ أَبْرَزَا حَبِيسَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لَهُمَا وَ لِغَيْرِهِمَا فِي جَيْشٍ مَا مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وَ قَدْ أَعْطَانِي الطَّاعَةَ وَ سَمَحَ لِي بِالْبَيْعَةِ طَائِعاً غَيْرَ مُكْرَهٍ فَقَدِمُوا عَلَى عَامِلِي بِهَا وَ خُزَّانِ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ وَ غَيْرِهِمْ مِنْ أَهْلِهَا فَقَتَلُوا طَائِفَةً صَبْراً وَ طَائِفَةً غَدْراً فَوَاللَّهِ لَوْ لَمْ يُصِيبُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا رَجُلًا وَاحِداً مُعْتَمِدِينَ لِقَتْلِهِ بِلَا جُرْمٍ جَرَّهُ لَحَلَّ لِي قَتْلُ ذَلِكَ الْجَيْشِ كُلِّهِ إِذْ حَضَرُوهُ فَلَمْ يُنْكِرُوا وَ لَمْ يَدْفَعُوا عَنْهُ بِلِسَانٍ وَ لَا بِيَدٍ دَعْ مَا أَنَّهُمْ قَدْ قَتَلُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِثْلَ الْعِدَّةِ الَّتِي دَخَلُوا بِهَا عَلَيْهِمْ. (نهجالبلاغه، خطبه ١٧٢، بند ٥)
طلحه و زبير و يارانشان (ناكثين) بر من خروج كردند، و همسر رسول خدا (ص)- عائشه- را به همراه خود مىكشيدند چونان كنيزى را كه به بازار بردهفروشان مىبرند، به بصره روى آوردند، در حالى كه همسران خود را پشت پرده نگهداشتند. امّا پردهنشين حَرَم پيامبر (ص) را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند. لشكرى را گرد آوردند كه همه آنها به اطاعت من گردن نهاده، و بدون اكراه، و با رضايت كامل با من بيعت كرده بودند، پس از ورود به بصره، به فرماندار من و خزانهداران بيتالمال مسلمين، و به مردم بصره حمله كردند، گروهى از آنان را شكنجه و گروه ديگر را با حيله كشتند. به خدا سوگند، اگر جز به يك نفر دست نمىيافتند و او را عمداً بدون گناه مىكشتند كشتار همه آنها براى من حلال بود، زيرا همگان حضور داشتند و انكار نكردند، و از مظلوم با دست و زبان دفاع نكردند، چه رسد به اينكه ناكثين به تعداد لشكريان خود از مردم بى دفاع بصره قتل عام كردند.
٢٧١. ماهيت كفرآلود و اهل تأويل بودن بغات قال رَجل لِابى عبداللّه (ع): الخَوارج شكاكٌ؟ فَقال: نَعم، قَال: فَقال بَعض اصحابِه كَيف وَ هُم يَدعون الَى البَراز؟ قال: ذلِكَ مِما يَجدوُن فى انفُسهم. (وسائل الشيعه، ١٥/ ٨١، ح ٢٠٠٢٨)
مردى به امام صادق (ع) گفت: خوارج كه دست به سلاح بردهاند، آيا در تكليف شرعى خودشان ترديد دارند؟
در اين ميان يكى از اصحابش عرض كرد: چگونه مىشود چنين باشند در حالى كه به ميدان جنگ آمدهاند؟! حضرت فرمود: پيش خود مىپندارند اين راهى است كه مىتواند به مقصدشان برساند.