فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٨
قَالَ عَلِىٌّ عليهالسلام: بَعَثَ رَسوُلُ اللّهِ (ص) جَيشاً الَى خَثْعَم فَلَمَّا غَشَوهُمْ اسْتَعصَموُا بِالسُّجودِ، فَقُتِلَ بَعْضُهُمْ، فَبَلَغَ ذلِكَ رَسوُلَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيه وَ آلِه فَقَالَ: لِلْوَرَثَةِ نِصْفُ العَقْلِ بِصَلاتِهِمْ ثُمَّ قَالَ: انَّى بَرِىءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ نَزَلَ مَعَ مُشْرِكٍ فِى دَارِالْحَربِ. (بحارالانوار ٩٧/ ٣٤ ح ٢١)
على (ع) فرمود: پيامبر خدا (ص) سپاهى را به جانب قبيله «خثعم» فرستاد. هنگامى كه سپاه اسلام آنها را محاصره كردند، به سجده افتادند تا كشته نشوند (اما با اين حال) بعضى از آنها (به وسيله مسلمانان) كشته شدند. (وقتى) اين خبر به رسول خدا (ص) رسيد، فرمود: بابت كشتهشدگان نصف ديه كامل را به ورثه آنها بپردازيد و اين به سبب آن نمازشان است (كه به سجده رفتند). سپس فرمود: من از هر مسلمانى كه در دار الحرب همنشين مشركان باشد، بيزارم.
٤٩٧. پرهيز از آغاز به جنگ ان اميرالمؤمنين (ع) كان يامر فى كل موطن لقينا فيه عدونا فيقول: لا تقاتلوا القوم حتى يبداوكم، فانكم بحمدالله على حجه و ترككم اياهم حتى يبداوكم حجه اخرى لكم. (وسائل الشيعه، ١٥/ ٩٢، ح ٢٠٠٥٣)
«عبدالرحمن بن جندب»- به نقل از پدرش- گويد: در هر نقطهاى كه با دشمن روبه رو مىشديم، اميرمؤمنان (ع) دستور مىداد و مىفرمود: در جنگيدن با آنان پيشدستى نكنيد؛ چه- به شكر خدا- شما براى حقانيت خود حجّت و برهان داريد، (شروع نكردن جنگ به وسيله شما) و رها سازىشان تا اين كه آنان با شما نبرد را آغاز كنند، خود حجّت ديگرى است به نفع شما و بر زيان آنان.
٤٩٨. فرصت دادن امام على (ع) به اهل شام إِنَّ اسْتِعْدَادِي لِحَرْبِ أَهْلِ الشَّامِ وَ جَرِيرٌ عِنْدَهُمْ إِغْلَاقٌ لِلشَّامِ وَ صَرْفٌ لِأَهْلِهِ عَنْ خَيْرٍ إِنْ أَرَادُوهُ وَ لَكِنْ قَدْ وَقَّتُّ لِجَرِيرٍ وَقْتاً لَا يُقِيمُ بَعْدَهُ إِلَّا مَخْدُوعاً أَوْ عَاصِياً وَ الرَّأْيُ عِنْدِي مَعَ الْأَنَاةِ فَأَرْوِدُوا وَ لَا أَكْرَهُ لَكُمُ الْإِعْدَادَ. (نهجالبلاغه، خطبه ٤٣)
آماده شدن من براى جنگ با شاميان- در حالى كه جرير نزد آنان است- بستن درِ صلح به روى شاميان است، و آنان را- حتى اگر طالب صلح باشند- از نيت خيرشان بازمىگرداند.
براى جرير زمانى معين شده است كه اگر بيشتر بماند، نشان اين است كه يا فريبش دادهاند، يا او خود در مقام سرپيچى و خيانت باشد. در آن صورت ابتكار عمل- به دور از شتاب زدگى- در دست ما مىماند. اينك اندكى صبورى پيشه كنيد، هر چند كه از آمادگى شما ناخشنود نيستم.