فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٠
توضيح: اين نامه به كميل بن زياد، فرماندار «هيت» است و نكوهش او در ترك مقابله با لشكريان مهاجم شام و اقدام او در حمله به شهر «قرقيسا» به عنوان مقابله به مثل انجام گرفته است.
قَبَّحَ اللَّهُ مَصْقَلَةَ فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ وَ فَرَّ فِرَارَ الْعَبِيدِ فَمَا أَنْطَقَ مَادِحَهُ حَتَّى أَسْكَتَهُ وَ لَا صَدَّقَ وَاصِفَهُ حَتَّى بَكَّتَهُ وَ لَوْ أَقَامَ لَأَخَذْنَا مَيْسُورَهُ وَ انْتَظَرْنَا بِمَالِهِ وُفُورَهُ. (نهجالبلاغه، خطبه ٤٤)
امام على (ع): خداى، مصقله را رو سياه كند كه رفتارى كرد چون رفتار شريفان و بزرگان و گريختنى كرد چون گريختن بردگان! پيش از آنكه به ثنايش لب بگشايند، دهانشان را بست و به سرزنش واداشت. اگر نمىگريخت، در حد توانش از او چيزى مىگرفتيم و تا فزونى ثروت و امكان پرداخت بدهىاش، صبر مىكرديم.
توضيح: اين نامه به مصقله از فرمانداران آن حضرت به خاطر پناهنده شدن به معاويه براى فرار از بدهى به بيت المال نوشته شده است.
٥٦٣. تصميمگيرى در مورد جهاد با دشمنان [برنامههاى كلان و راهبردى كشور] يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ. (توبه/ ٧٣)
اى پيامبر، با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگير، و جايگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامى است.
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّاقِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُون. (نمل/ ٣٧)
به سوى آنان بازگرد كه قطعاً سپاهيانى بر [سرِ] ايشان مىآوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به خوارى و زبونى بيرونشان مىكنيم.
توضيح: اعلان جنگ حضرت سليمان به قوم مشرك سبا، از اختيارات فرماندهى كل قواست.
إِنَّمَا المُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. (نور/ ٦٢)
جز اين نيست كه مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبرش گرويدهاند، و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند، تا از وى كسب اجازه نكنند، نمىروند. در حقيقت، كسانى كه از تو كسب اجازه مىكنند، آناناند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند، به هر كس از آنان كه خواستى اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است.