فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧١
على (ع) فرمود: پيغمبر خدا (ص) در جنگ احزاب اين دعا را خواند:
اى خدايى كه قرآن را نازل فرمودى، و ابرها را پراكنده كردى، و گذارنده ميزان هستى! اين احزاب را از جانب ما شكست بده و خوارشان گردان.» در نسخه ديگر است: «و آنان را متزلزل گردان.» وَ عَنْه (عَلَيه السَّلامُ)، انَّهُ قَالَ: دَعَا رَسوُلُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَيه وَآلِه) يَوْمَ أُحُد، فَقَالَ: اللَّهُمَّ لَكَ الحَمْدُ، وَ الَيكَ المُشْتَكى، وَ انْتَ المُسْتَعَانُ. فَهَبطَ عَلَيه جِبْرئيلُ، فَقَالَ: يا مُحمَّدُ دَعَوْتَ اللّهَ بِاسمِهِ الاكْبَرِ. (مستدرك الوسائل، ١١/ ١٠٨، ح ١٢٥٤٩)
على (ع) فرمود:
دعاى پيغمبر در روز جنگ احد اين بود: پروردگارا! ستايش ويژه تو است و شكايت به پيشگاه تو عرضه مىشود و تويى يارى دهنده.» پس جبرئيل بر او فرود آمد و گفت: اى محمد! خداى خود را به بزرگترين نامش خواندى.» ٤٣٤. دعاى تعليمى پيامبر (ص) به امام على (ع) در جنگ خيبر عَنْ عَلىّ بنِ ابى طَالبٍ (عليه السلام) قَالَ: لَمَّا كانَ يَوْمُ خَيبَر بَارَزْتُ مَرْحَباً فَقلتُ: مَاكَانَ رَسوُلُ اللّهِ (صلى الله عليه وآله) عَلَّمَنِى انْ اقوُلَه: اللَّهمَّ انْصُرْنِى وَلا تَنْصُر عَلَىَّ، اللهمَّ اغْلِبْ لِى وَلا تَغلِبْ عَلَىَّ، اللهمَّ تَولِّنِى وَلا تَوَلَّ عَلىَّ، اللهمَّ اجْعَلنِى لَكَ ذَاكراً لكَ شَاكراً لَكَ رَاهباً لَكَ مِنيباً مُطيعاً، اقتُلُ اعْداءَكَ، فَقتلتُ مَرحباً يَومئذٍ، وَ تَركْتُ سَلَبَه، وَكُنْتُ اقتُلُ وَلا آخذُ السَّلَبَ.
(مستدرك الوسائل، ١١/ ١٠٩، ح ١٢٥٥٤)
على (ع) فرمود: روز جنگ خيبر به مبارزه مرحب، قد برافراشتم و دعايى را كه پيغمبر به من آموخته بود خواندم و آن اين بود: پروردگارا! مرا يارى فرما، و ديگرى را بر زيان من يارى مده.
خدايا! مرا بر دشمن، چيره گردان و ديگرى را بر من چيره مگردان. بارالها! مرا سرپرستى ده و ديگرى را بر من سرپرست مفرما. آفريدگارا! مرا يادآور خودت قرارم ده كه سپاسگزارت باشم و گوشهگير كوى تو گردم و به سوى تو بازگردم و با فرمانبرى از تو، دشمنانت را بكشم.» پس (بر اثر مستجاب شدن آن دعا) مرحب را كشتم، و لباس و ادوات جنگى همراهش را برنداشتم، و شيوه من چنين بود كه دشمن را مىكشتم، ولى لباس و اثاثيهاى را كه به همراه داشت برنمىداشتم.
٤٣٥. دعاهاى امام على (ع) در جنگ اللَّهُمَّ رَبَّ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ وَ الْجَوِّ الْمَكْفُوفِ الَّذِي جَعَلْتَهُ مَغِيضاً لِلَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ مَجْرىً لِلشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ مُخْتَلَفاً لِلنُّجُومِ السَّيَّارَةِ وَ جَعَلْتَ سُكَّانَهُ سِبْطاً مِنْ مَلَائِكَتِكَ لَا يَسْأَمُونَ مِنْ عِبَادَتِكَ وَ