فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٥
خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون، و سينهام از خشم مالامال است! كاسههاى غم و اندوه را، جُرعه جُرعه به من نوشانديد، و با نافرمانى و ذلّت پذيرى، رأى و تدبير مرا تباه كرديد، تا آنجا كه قريش در حقِّ من گفت: «بى ترديد پسر ابىطالب مردى دلير است، ولى دانش نظامى ندارد.» خدا پدرشان را مزد دهد، آيا يكى از آنها تجربههاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد؟ يا در پيكار توانست از من پيشى بگيرد؟ هنوز بيست سال نداشتم، كه در ميدان نبرد حاضر بودم، هم اكنون كه از شصت سال گذشتهام. امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت.
أَمَّا بَعْدُ يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ كَالْمَرْأَةِ الْحَامِلِ حَمَلَتْ فَلَمَّا أَتَمَّتْ أَمْلَصَتْ وَ مَاتَ قَيِّمُهَا وَ طَالَ تَأَيُّمُهَا وَ وَرِثَهَا أَبْعَدُهَا. أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَتَيْتُكُمُ اخْتِيَاراً وَ لَكِنْ جِئْتُ إِلَيْكُمْ سَوْقاً وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّكُمْ تَقُولُونَ عَلِيٌّ يَكْذِبُ قَاتَلَكُمُ اللَّهُ تَعَالَى فَعَلَى مَنْ أَكْذِبُ أَ عَلَى اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ أَمْ عَلَى نَبِيِّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ كَلَّا وَ اللَّهِ لَكِنَّهَا لَهْجَةٌ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَيْلُ أُمِّهِ كَيْلًا بِغَيْرِ ثَمَنٍ لَوْ كَانَ لَهُ وِعَاءٌ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ. (نهجالبلاغه، خطبه ٧١)
(امير مؤمنان (ع) در سال ٣٨ هجرى و پس از فريب خوردن كوفيان از مكر و حيله عمر و عاص و معاويه، هشدار گونه فرمود)
پس از ستايش پروردگار! اى مردم عراق! همانا شما به زن باردارى مىمانيد كه در آخرين روزهاى باردارى جنين خود را سقط كند، و سر پرستش بميرد، و زمانى طولانى بىشوهر ماند، و ميراث او را خويشاوندان دور غارت كنند.
آگاه باشيد! من با اختيار خود به سوى شما نيامدم بلكه به طرف ديار شما كشانده شدم، به من خبر دادند كه مىگوييد على دروغ مىگويد! خدا شما را بكشد، بر چه كسى دروغ روا داشتهام؟
آيا به خدا دروغ روا داشتم؟ در حالى كه من نخستين كسى هستم كه به خدا ايمان آوردم، يا بر پيامبرش؟ در حالى كه من اول كسى بودم كه او را تصديق كردم! نه به خدا هرگز! آنچه گفتم واقعيتى است كه شما از دانستن آن دوريد، و شايستگى درك آن را نداريد، مادرتان در سوگ شما زارى كند «واى، واى، سردهد» پيمانه علم را به شما به رايگان بخشيدم، اگر ظرفيت داشته باشيد، و به زودى خبر آن را خواهيد فهميد.