فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٠
٤٤. منافقان و جهاد ٣١٥. اعتقاد نداشتن منافقان به جهاد و دفاع وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْايمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ.
(آلعمران/ ١٦٧)
همچنين كسانى را كه دو رويى نمودند [نيز] معلوم بدارد. و به ايشان گفته شد: بياييد در راه خدا بجنگيد يا دفاع كنيد. گفتند: اگر جنگيدن مىدانستيم، مسلماً از شما پيروى مىكرديم.
آن روز، آنان به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان. به زبان خويش چيزى مىگفتند كه در دلهايشان نبود، و خدا به آنچه [در دل] پنهان مىدارند، داناتر است.
٣١٦. شادمانى به خاطر تخلّف از جهاد و اخلالگرى در بسيج عمومى فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُوا أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُوا لَاتَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ. (توبه/ ٨١)
بر جاى ماندگان، به [خانه] نشستنِ خود، پس از رسول خدا، شادمان شدند، و از اينكه با مال و جان خود در راه خدا جهاد كنند، كراهت داشتند، و گفتند: در اين گرما بيرون نرويد. بگو:- اگر دريابند- آتش جهنّم سوزانتر است.
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً جَزَاءَ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. (توبه/ ٨٢)
از اين پس كم بخنديد، و به [جزاى] آنچه به دست مىآوريد، بسيار بگرييد.
و عن ابى جعفر محمد بن على صلوات الله عليه انه قال فى قول الله عزوجل: «رَضُوا بِان يَكُونُوا مَعَ الخَوالِفِ» قال: مَعَ النِّساءِ. (بحار ٩٧/ ٥١، ح ٣٣)
امام باقر (ع) درباره اين سخن خداوند: «آنها (منافقان) راضى شدند كه با بازماندگان باشند» (توبه: ٨٧)، فرمود: (يعنى) با زنان.
٣١٧. دروغگويى و اظهار عجز منافقان از شركت در جهاد عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكاذِبينَ. (توبه/ ٤٣)
خدايت ببخشايد، چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى؟