فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩٢
[اى مشركان] اگر شما پيروزى [حق] را مىطلبد، اينك پيروزى به سراغ شما آمد [و اسلام پيروز شد]؛ و اگر [از دشمنى] باز ايستيد، آن براى شما بهتر است؛ و اگر [به جنگ] برگرديد، ما هم برمىگرديم، و [بدانيد] كه گروه شما هر چند زياد باشد، هرگز از شما چيزى را دفع نتوانند كرد و خداست كه با مؤمنان است.
٨١٣. مرعوب و هراسناك بودن دشمنان از لحاظ روحى سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ. (آلعمران/ ١٥١)
به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزيدهاند، بيم خواهيم افكند؛ زيرا چيزى را با خدا شريك گردانيدهاند كه بر [حقّانيت] آن، [خدا] دليلى نازل نكرده است. و جايگاهشان آتش است، و جايگاه ستمگران چه بد است! ٨١٤. اختلاف و پراكندگى دلها، برغم اتّحاد ظاهرى بَأْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وقُلُوبُهُمْ شَتَّى. (حشر/ ١٤)
جنگشان ميان خودشان سخت است. آنان را متّحد مىپندارى و [لى] دلهايشان پراكنده است.
٩٦. روحيات فرماندهان دشمن ٨١٥. توجّه به ضعف و قوّت روحيات فرماندهان دشمن امام على (ع): لَا تَلْقَيَنَّ طَلْحَةَ فَإِنَّكَ إِنْ تَلْقَهُ تَجِدْهُ كَالثَّوْرِ عَاقِصاً قَرْنَهُ يَرْكَبُ الصَّعْبَ وَ يَقُولُ هُوَ الذَّلُولُ وَ لَكِنِ الْقَ الزُّبَيْرَ فَإِنَّهُ أَلْيَنُ عَرِيكَةً فَقُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ ابْنُ خَالِكَ عَرَفْتَنِي بِالْحِجَازِ وَ أَنْكَرْتَنِي بِالْعِرَاقِ فَمَا عَدَا مِمَّا بَدَا. (نهجالبلاغه، خطبه ٣١)
امام على (ع): با طلحه، ديدار مكن، زيرا در برخورد با طلحه، او را چون گاو وحشى مىيابى كه شاخش را تابيده و آماده نبرد است، سوار بر مركب سركش مىشود و مىگويد، رام است.
بلكه با زبير ديدار كن كه نرمتر است. به او بگو، دايى زادهات مىگويد: در حجاز مرا شناختى، و در عراق نمىشناسى! چه شد كه از پيمان خود بازگشتى؟!.
توضيح: امير مؤمنان (ع) عبداللَّه بن عباس را به سوى فرماندهان جنگ جمل فرستاد تا زبير را منصرف كند.