فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٦
چنانكه يادآور شدى، ما و شما دوست بوديم و هم خويشاوند، امّا ديروز ميان ما و شما بدان جهت جدايى افتاد كه ما ايمان آورديم و شما كافر شديد، و امروز ما در اسلام استوار مانديم، و شما آزمايش گرديديد، اسلام آوردگان شما با ناخشنود فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات ١٧٤ ٣٧. جنگ خوارج نهروان(مارقين)
ص : ١٦٩ ى، آنهم زمانى به اسلام روى آوردند كه بزرگان عرب تسليم رسول خدا (ص) شدند، و در گروه او (ابوسفيان) قرار گرفتند. در نامهات نوشتى كه طلحه و زبير را كشته، و عايشه را تبعيد كردهام، و در كوفه و بصره منزل گزيدم، اين امور ربطى به تو ندارد، و لازم نيست از تو عذر بخواهد. و نوشتى كه با گروهى از مهاجران و انصار به نبرد من مىآيى، هجرت از روزى كه برادرت «يزيد» در فتح مكّه اسير شد پايان يافت. پس اگر در ملاقات با من شتاب دارى، دست نگهدار. زيرا اگر من به ديدار تو بيايم سزاوارتر است، كه خدا مرا به سوى تو فرستاده تا از تو انتقام گيرم، و اگر تو با من ديدار كنى چنان است كه شاعر اسدى گفت:
«تندباد تابستانى سخت مىوزد و آنها را با سنگ ريزهها، و در ميان غبار و تخته سنگها، درهم مىكوبند.» و در نزد من همان شمشيرى است كه در جنگ بدر بر پيكر جدّ و دايى و برادرت زدم. به خدا سوگند، مىدانم تو مردى بىخرد و دل تاريك هستى! بهتر است درباره تو گفته شود از نردبانى بالا رفتهاى كه تو را به پرتگاه خطرناكى كشانده، و نه تنها سودى براى تو نداشته، كه زيانبار است؛ زيرا تو غير گمشده خود را مىجويى، و غير گلّه خود را مىچرانى. منصبى را مىخواهى كه سزاوار آن نبوده، و در شأن تو نيست، چقدر گفتار تو با كردارت فاصله دارد! چقدر به عموها و دايىهاى كافرت شباهت دارى! شقاوت و آرزوى باطل آنها را به انكار نبوّت محمّد (ص) واداشت، و چنانكه مىدانى در گورهاى خود غلتيدند، نه برابر مرگ مىتوانستند دفاع كنند، و نه آنگونه كه سزاوار بود از حريمى حمايت، و نه در برابر زخم شمشيرها خود را حفظ كردند، كه شمشيرها در ميدان جنگ فراوان، و سُستى در برابر آن شايسته نيست. تو درباره كشندگان عثمان فراوان حرف زدى، ابتدا چون ديگر مسلمانان با من بيعت كن، سپس درباره آنان از من داورى بطلب، كه شما و مسلمانان را به پذيرفتن دستورات قرآن وادارم، امّا آنچه را كه تو مىخواهى، چنان است كه به هنگام گرفتن كودك از شير، او را بفريبند، سلام بر آنان كه سزاوار سلامند.