فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٢
فرمود: على (ع) به آنان فرمود: به من بگوييد شما چه چيز را بر من بد و ناپسند دانستهايد؟
گفتند: نخست اين كه حكمهايى صادر كردهاى كه ما قبول نداريم و هركدام از آنها مدركى است كه كشتن تو را بر ما حلال مىسازد! از آنجمله ...- تا آنكه گفتند: و اما بعد: در جنگ جمل، تو درباره دشمن، حكمى صادر كردى كه در صفين با همان حكم، مخالفت ورزيدى. در آن روز به ما گفتى كسانى را كه پشت به دشمن كرده در حال گريزند، همچنين افرادى كه در حالت به خواب رفتن هستند، و اشخاصى را كه در حال بيدار شدناند و به شما كارى ندارند نكشيد و زخمىها را تير خلاص نزنيد و هركه سلاحش را كنار گذاشت در امان است، و كسى كه درخانه بماند و در بر روى خود ببندد نمىتوان متعرض او شد.
همچنين به غنيمت گرفتن اسب و شتر و اسلحه آنان را حلال دانستى، اما به اسارت گرفتن همسران و فرزندانشان را بر ما ممنوع گردانيدى.
ولى در جنگ صفين به ما گفتى: آنان را بكشيد چه (پشت به جنگ كرده و) در حال فرار باشند و چه در حال خواب و بيدار شدن. بر هريك از زخمىها دست يافتيد و هركه سلاحش را دور افكند نيز بكشيد، و همچنين كسى كه در بر روى خود بست و گرفتن مركبهاى سوارى و اسلحه و كودكان آنها را حلال دانستى! علت چيست كه در اين دو نبرد، احكام چنين تغيير كرده؟ اگر در آن جنگ حلال بوده، پس بايد در اين جنگ هم حلال باشد و چنانچه در آن، حرام بوده، پس بايد در اين جنگ هم حرام باشد. تا آن كه گويد:
على (ع) فرمود: و اما علت فرمانم در جنگ جمل همان بود كه با تمسك به آن، در صفين، با آن مخالفت كردم؛ زيرا اهل جمل پس از بيعت با من آن را شكستند، و از حرم امن خدا و پيغمبر خدا (ص) خارج شدند و به بصره آمدند، (پس از شكست) براى آنان نه رهبرى باقى مانده و نه خانه جنگى كه در آن گرد آيند، جز اين نبود كه آنان عايشه- همسر پيغمبر خدا (ص)- را با خودشان آوردند، چون عايشه به بيعت من خشنود نبود و پيغمبر به او خبر داده بود كه شورش او عليه من، سركشى و دشمنى است به خاطر فرموده خداى عزوجل: «اى زنان پيغمبر هريك از شما چنانچه به طور ظاهر و آشكار، كار زشتى مرتكب شود، او را دوبرابر ديگران عذاب كنند».
(احزاب/ ٣٠) از همسران پيغمبر جز او، هيچيك مرتكب چنين كارى نشدند، پس به راستى كار