فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٨
امام على (ع): (خداوندا) اگر ما را بر دشمنانمان پيروز گردانيدى، ما را از ستم و طغيانگرى باز دار و ما را مدافع حق گردان، و اگر آنان را بر ما پيروز ساختى، شهادت را نصيب ما بگردان، و آنانى را كه از اصحاب ما باقى مىمانند از فتنه حفظ كن! لَيسَ شَأنى شَأنَ مَن يَخافُ المَوتِ، مَا اهوَنَ المَوتَ عَلَى سَبيلِ نَيلِ العزِّ وَ احياءِ الحَقُّ، لَيسَ المَوتَ فى سَبيلِ العِزَّ الّا حَيَاةٍ خَالِدَةً وَ لَيسَت الحَياةُ مَعَ الذُلِّ الّا المَوتَ الذّى لا حَيَاةَ مَعَهُ، أَفَبِالمَوتَ تُخَوِّفنى، هَيهَاتَ طَاشَ سَهمُكَ وَ خَابَ ظَنُّكَ لَستَ اخافَ المَوتَ، انَّ نَفسى لَاكبَرَ مِن ذلِكَ وَ هِمَّتى لأَعَلَى مِن أَن احمَلَ الضَّيم خَوفَاً مِنَ المَوتَ وَ هَل تَقدِرُونَ عَلَى أَكثَرِ مِن قَتلى؟! مَرحباً بِالقَتلِ فِى سَبيلِ اللهِ، وَلكنَّكُم لاتَقدِرُونَ عَلَى هَدمِ مَجدِى وَ مَحوِ عَزِّى وَ شَرَفى فَاذا لا ابالى بِالقَتلِ.
(فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)/ ٤٠٣، ح ٣٢٣)
امام حسين (ع): «من آن نيستم كه از مرگ بترسم، هر مرگى در راه رسيدن به عزت و احياى حق چه آسان است! مرگ در راه عزت اسلام جز زندگى جاويد نيست و زندگى با ذلت، جز مرگى كه از زندگى تهى است نخواهد بود! آيا از مرگم بيم مىدهى؟ هيهات كه تيرت به هدف نخورد و پندارت ناكام ماند! من آن نيستم كه از مرگ بهراسم. روحم برتر و همتم والاتر از آن است كه از بيم مرگ به زير بار ذلّت روم. آيا شما به بيشتر از كشتن من توان داريد؟! خوشا به مرگ در راه خدا! شما نمىتوانيد مجد و عزّت و شرف مرا نابود كنيد. پس مرا از كشته شدن چه باك؟! الهى وَ سَيِّدى وَددتُ أَن اقتَلُ وَ احيَىُ سَبعينَ أَلفَ مَرَّةٍ فِى طاعَتِكَ وَ مَحبَّتِكَ، سِيَّما اذا كَانَ فِى قَتلِى نُصرةُ دينِكَ وَ احياءُ أَمرِكِ وَ حِفظِ نامُوسِ شَرعِكَ، ثُمَّ انِّى قَد سَئِمَت الحَياةُ بَعدَ قَتلِ الاحِبِّةِ وَ قَتلِ هؤلاءِ الفِتيَةِ مِن آل مُحمد (ص). (فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)/ ٥٣٦، ح ٤٣٥)
امام حسين (ع): (نوشتهاى از آسمان بر دست مبارك امام (ع) قرار گرفت. چون آن را گشود، ديد همان پيمانى است كه پيش از آفرينش دنيا بر شها فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات ٤٦٦ ٩٠. اسيران جنگى ص : ٤٦٤ دتش گرفته شده است و چون به پشت آن نگريست ديد با خط روشن نوشته است: «اى حسين! ما مرگ و شهادت تو را حتمى نساختهايم، اينك اختيار با توست و از پاداش تو نزد ما چيزى كم نمىشود. چنانچه مىخواهى اين بلاها را از تو بردارم، بدان كه آسمانها و زمينها و فرشتگان و پريان را همه در فرمان تو نهادهايم، فرمان ده تا اين كافران بدسگال را بركنند.» ناگاه فرشتگان با دشنههاى آتشين ميان آسمانها و زمين را پر كردند و انتظار فرمان امام (ع) را داشتند كه امام (ع) نوشته را (مشتاقانه) بر آسمان افراشت و عرض كرد: