فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣٣
رَوابِط، وَ يُقدِم عليها رِجالًا، وَ يَأمُر النّاس بِخَفضِ الاصواتِ وَالدّعاءِ، وَ اجتماع القُلوبِ، وَ شَهر السّيوفِ، وَ اظهار العُدة، وَ لُزومِ كُلّ قومً مَكانَهُم، وَ رُجوعُ كُلّ مَن حَمِل الى مَصافِه بَعد الحَمْلَة.
(مستدرك الوسائل ١١/ ٨١، ح ١٢٤٧٦)
هرگاه امير مؤمنان (ع)) لشكر انبوهى، فراهم مىآورد، آن را به سه بخش تقسيم مىكرد، ميمنه (: راست)، ميسره (: چپ) و قلب لشكر كه خودش در ميان آنان بود، و در ميان لشكر كسانى را قرار مىداد كه عامل ارتباط ميان افراد يا نهادها باشند، و مامورانى را پيشاپيش لشكر مىفرستاد و به سربازان چنين دستور مىداد: آهسته حرف بزنند، دعا بخوانند، با هم، يكدل باشند و شمشيرها را برهنه كنند و در جلوى چشم دشمن، سان بدهند، و هر قومى در جاى خودش باشد، هركه به دشمن، حمله كرد بعد از اتمام عمليات، به ميان صف خود بازگردد.
وَ عَنه (عليه السلام) انّهُ قَالَ: ان زَحَف العَدوّ الِيكُم فَصُفّوا عَلَى ابواب الخَنادِق، فَلَيس هُناك الّا السّيوفُ، وَلُزوم الارضَ بَعد احكامِ الصُفوف، وَ لَا تَنظُروا فِى وُجوهِهِم وَ لَا يَهولَنّكُم عَددهُم، وَانظُروا الَى اوطانِكُم مَن الارض، فَان حَمِلُوا عَليكُم فَاجثُوا عَلَى الرُّكْبِ، وَاسْتَتِرُوا (مَعَا بِالتَّرسَةِ) صَفّاً مُحكَماً لَا خَلَلَ فِيهِ، فَان ادْبَرُوا فَاحمِلُوا عَلَيهِم بِالسّيُوفِ، فَانْ ثَبَتُوا فَاثْبُتُوا عَلَى التّعَابِى، وَ انْ انْهزَمُوا فَارْكَبُوا الخَيلَ وَ اطلُبُوا القَوْمَ، وَ لَا قُوّة الّا بِاللّهِ، وَ انْ كَانَتْ- وَ اعُوذُ بِاللّهِ- فِيكُم هَزِيمَة فَتَداعَوْا (وَكبِّرُوا وَ ثِقُوا بِاللّهِ وَ بِمَا تَوَاعَدَ) بِهِ مَنْ فَرَّ مِن الزَّحْفِ، وَ بَكِّتُوا مَنْ رَأيتُمُوهُ وَلَّى، وَاجمَعُوا الألْوَيةَ وَاعتَقِدُوا، وَ لْيُسرِعْ المُخفُّونَ فِى رَدّ مَنْ انهَزَمَ مِنَ الجَماعَةِ، وَالَى المُعَسكَرِ فَلْيَنْفِرْ مَن فِيهِ الَيكُم، فَاذَا اجتَمَعَ اطرَافِكُم، وَ آبَتْ امدَادِكُم، وَانْصَرَفَ فَلَكُم، فَالحِقُوا النّاسَ بِقَوادِهِم، وَأحْكِمُوا تَعَابِيهِم، وَ قَاتِلُوا وَاسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَ اصْبِرُوا. (مستدرك الوسائل ١١/ ٨٣، ح ١٢٤٧٨)
امير مؤمنان (ع) فرمود: اگر دشمن، آهنگ شما كرد و به سويتان پيش آمد، جلوى راههاى ورودى، گودالهايى كه گرد لشكرگاه، كنده شده صف بكشيد. در آنجا ناگزير بايد دست به شمشير زد و صفها را محكم و استوار بداريد و در حالى كه هستيد بمانيد، به چهرههاى دشمن خيره نشويد، و فزونى شماره آنها شما را نترساند و نگاهتان را به زمين بيندازيد، و اگر بر شما حملهور شدند زانو بزنيد و خويشتن را با سپر بپوشانيد. صفى محكم ببنديد كه خللناپذير باشد و دشمن نتواند در آن رخنه كند، و اگر پشت به شما كردند و پا به فرار نهادند با شمشيرها بر آنان حمله كنيد، و اگر پايدارى كردند شما هم به حال آمادهباش و مجهز، استوار باشيد و