فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨٦
توضيح: پيامبر (ص) بعد از بازگشت از جنگ خيبر، اسامة بن زيد را با جمعى از مسلمانان به سوى يهوديانى كه در يكى از روستاهاى «فدك» زندگى مىكردند فرستاد، تا آنها را به سوى اسلام و يا قبول شرايط ذمّه دعوت كند.
يكى از يهوديان به نام «مرداس» كه از آمدن سپاه اسلام با خبر شده بود اموال و فرزندان خود را در پناه كوهى قرار داد و به استقبال مسلمانان شتافت، در حالى كه به يگانگى خدا و نبوت پيامبر (ص) گواهى مىداد.
اسامة بن زيد به گمان اينكه مرد يهودى از ترس جان و براى حفظ مال اظهار اسلام مىكند و در باطن مسلمان نيست به او حمله كرد و او را كشت و گوسفندان او را به غنيمت گرفت.
هنگامى كه خبر به پيامبر (ص) رسيد پيامبر (ص) از اين جريان سخت ناراحت شد و فرمود:
تو مسلمانى را كشتى! «اسامة» ناراحت شد و عرض كرد اين مرد از ترس جان و براى حفظ مالش اظهار اسلام كرد! پيامبر (ص) فرمود: تو كه از درون او آگاه نبودى، چه مىدانى، شايد به راستى مسلمان شده است! در اين موقع آيه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد كه به خاطر غنائم جنگى و مانند آن هيچ گاه انكار سخن كسانى را كه اظهار اسلام مىكنند ننمايند بلكه هر كس اظهار اسلام كرد بايد سخن او را پذيرفت. (نمونه، ٤/ ٧٣)
جمله «فتبينوا» بر لزوم تبيين و تحقيق پيرامون اسلام و كفر و صدق و كذب گوينده آن، دلالت مىكند، و از عموميت آيه بر لزوم تحقيق پيرامون هر موضوعى قبل از اقدام، استنباط مىشود. چرا كه بدون تحقيق ممكن است فرد مرتكب خطايى جبرانناپذير شود، همچنان كه اسامه گرفتار آن شد.
وَ تَفقَّدَ الطَّيرُ فَقالَ ما لِىَ لا ارىَ الهُدهدَ ام كانَ مِنَ الغائِبينَ ... فَمَكثَ غيرَ بَعيدٍ فَقالَ احَطْتُ بِمالَمْ تُحِطْ بِهِ و جِئتُكَ مِن سَبَاءٍ بِنَباءٍ يقينٍ ... قالَ سَنَنْظُرُ اصَدَقْتَ امْ كُنْتَ مِنَ الكاذبين. (نمل/ ٢٠- ٢٧)
(سليمان) در جستجوى آن پرنده [: هُدهُد] برآمد و گفت: چرا هدهد را نمىبينم، يا اينكه از غائبان است؟! ... چندان درنگ نكرد (كه هُدهُد آمد و) گفت: من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى؛ من از سرزمين «سبا» يك خبر قطعى براى تو آوردهام.
(سليمان) گفت: «ما تحقيق مىكنيم، ببينيم راست گفتى يا از دروغگويان هستى؟
توضيح: حضرت سليمان (ع) به صرف گزارش هدهد و قبل از تحقيق و تفحص و روشن شدن مطلب، دست به اقدامى نزد.