فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧٩
(شوهرمرده) لازم است عده (وفات) نگهدارند (و بعد از آن مىتوانند ازدواج كنند)، و دستيازى شما بر زنها و بچههاى آنها مجوزى ندارد. آنان در آن مورد بارها به حضرت، مراجعه و درخواست خود را تكرار كردند، وقتى زياد تكرار شد فرمود: تيرهاى قرعه خود را حاضر كنيد، و نخست عايشه را قرعهكشى كنيد! كداميك از شما حاضر است او را كه سرسلسله فتنه بوده، در سهم خود بگيرد؟
گفتند: (از اقدام به چنين كارى) از خدا، طلب آمرزش مىكنيم! فرمود: پس من هم به پيشگاه خدا پوزش مىطلبم از اين كه مرتكب خطا و گناهى گردم! پس همگى ساكت شدند و به آنچه در خانههايشان بود دست نزدند و متعرض همسران و فرزندانشان نشدند.
٧٩٠. حكم اسيران بغات در دست حاكم اسلامى أَوَ لَمْ يُبَايِعْنِي بَعْدَ قَتْلِ عُثَمانَ لَا حَاجَةَ لِي فِي بَيْعَتِهِ إِنَّهَا كَفٌّ يَهُودِيَّةٌ لَوْ بَايَعَنِي بِكَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ أَمَا إِنَّ لَهُ إِمْرَةً كَلَعْقَةِ الْكَلْبِ أَنْفَهُ وَ هُوَ أَبُو الْأَكْبُشِ الْأَرْبَعَةِ وَ سَتَلْقَى الْأُمَّةُ مِنْهُ وَ مِنْ وَلَدِهِ يَوْماً أَحْمَرَ.
(نهجالبلاغه، خطبه ٧٣)
امام على (ع): آيا (مروان) پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ مرا به بيعت او هيچ نيازى نيست كه دست بيعتش، دست يهوديان را ماننده است. او اگر از سويى دست بيعت پيش آورد از ديگر سو، نيرنگ و خيانت را دم مىجنباند.
هشداريد، كه او فرصت كوتاهى- به كوتاهى ليسيدن سگ بينى خود را- براى رياست در پيش دارد. او پدر چهار فرمانروا (قوچهاى چهارگانه) است، و امت اسلامى در حاكميت او و فرزندانش روزهاى خونينى در پيش دارند.
عَن عَبداللَّه بن ميمون قَال: اتِىَ عَلىّ بِاسير يَومَ صفّين فَبَايَعُه، فَقَالَ عَلىّ (ع): لَا اقتَلُكَ انى اخافُاللَّهَ رَبّالعالَمين، فَخَلَّى سبيلَهُ وَاعطاهُ سَلَبه الّذى جَاءَ بِهِ. (وسايل ١٥/ ٧٢؛ ح ٢٠٠٠٩؛ تهذيب الاحكام ٦/ ١٥٣)
«عبداللَّهبن ميمون» گفت: در جنگ صفين، اسيرى را خدمت على (ع) آوردند و آن اسير با امام (ع) بيعت كرد. پس حضرت فرمود: به درستى كه من مىترسم از خدايى كه پروردگار جهانيان است و تو را نمىكشم؛ و او را رها كرد. آنگاه على (ع) به وى اجازه رفتن داد. لباس و اثاثيه وى را نيز كه به دست رزمندگان افتاده بود به او برگرداند.