فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٧
گفتم: اى رسول خدا (ص) چنين موردى جاى صبر و شكيبايى نيست بلكه جاى مژده شنيدن و شكرگزارى است! وَ إِنِّي إِلَى لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاجٍ. (نهجالبلاغه، نامه ٦٢)
امام على (ع): و همانا من براى ملاقات پروردگار مشتاق، و به پاداش او اميدوارم.
فَوَاللَّهِ لَوْ لَا طَمَعِي عِنْدَ لِقَائِي عَدُوِّي فِي الشَّهَادَةِ وَ تَوْطِينِي نَفْسِي عَلَى الْمَنِيَّةِ لَأَحْبَبْتُ أَلَّا أَلْقَى مَعَ هَؤُلَاءِ يَوْماً وَاحِداً وَ لَا أَلْتَقِيَ بِهِمْ أَبَداً. (نهجالبلاغه، نامه ٣٥)
امام على (ع): به خدا سوگند اگر رويارويى با دشمن و رسيدن به فيض شهادت را اميد نبسته بودم و به اين دلخوشى خود را براى مرگ آماده نمىكردم، حتى ماندن يكروزه را با اينان دوست نمىداشتم و يك بار ديدنشان را هم تحمل نمىكردم! إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِي نَفْسُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ. (نهجالبلاغه، خطبه ١٢٣)
امام على (ع): و در اين ميان، بىگمان مرگ سرخ ارجمندترين مرگهاست. سوگند به آن كه جان پسر ابىطالب به دست او است كه مرا تحمل هزار زخم شمشير آسانتر از مرگ در بسترى است كه نه در راستاى پيروى از خدا است.
وَ اللَّهِ مَا فَجَأَنِي مِنَ الْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لَا طَالِعٌ أَنْكَرْتُهُ وَ مَا كُنْتُ إِلَّا كَقَارِبٍ وَرَدَ وَ طَالِبٍ وَجَدَ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ. (نهجالبلاغه، نامه ٢٣)
امام على (ع): به خدا سوگند! همراه مرگ چيزى به من روى نياورده كه از آن خشنود نباشم، و نشانههاى آن را زشت بدانم، بلكه من چونان جوينده آب در شب كه ناگهان آن را بيابد. يا كسى كه گمشده خود را پيدا كند، از مرگ خرسندم كه: «و آنچه نزد خداست براى نيكان بهتر است.» ... مَنِ الرَّائِحُ إِلَى اللَّهِ كَالظَّمْآنِ يَرِدُ الْمَاءَ الْجَنَّةُ تَحْتَ أَطْرَافِ الْعَوَالِي الْيَوْمَ تُبْلَى الْأَخْيَارُ وَ اللَّهِ لَأَنَا أَشْوَقُ إِلَى لِقَائِهِمْ مِنْهُمْ إِلَى دِيَارِهِمْ. (نهجالبلاغه، خطبه ١٢٤)
امام على (ع): ... مجاهدان شهادت طلب چنان به سوى خدا پر مىكشند كه تشنگان به جانب آب. بهشت در پرتو آذرخش نيزهها است. امروز، نيكان در بوته آزمون ارزيابى شوند و به خدا سوگند كه اشتياق من به رويارويى با دشمن، بيش از شوقى است كه آنان به خان و مان دارند.
فَقال: ... ان اظهَرتَنَا عَلَى عَدُوِّنَا فَجَنَّبنَا البَغىَ وَ سَدَّدنَا لِلْحَق، فَان اظهرتَهُم عَلينا فَارزُقنا الشَّهادَةِ وَ اعصِم بَقيةِ اصحَابِى مِن الفِتنَة. (بحارالانوار، ٩٦/ ٣٧ ح ٣٦؛ وقعه صفين/ ٢٦١)