فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤٣
نكردند، هيچ گونه ولايتى [: دوستى و تعهدى] در برابر آنها نداريد تا هجرت كنند. و [تنها] اگر در [حفظ] دين [خود] از شما يارى طلبند، بر شماست كه آنها را يارى كنيد، جز بر ضدّ گروهى كه ميان شما و آنها، پيمان [تركِ مخاصمه] است؛ و خداوند به آنچه عمل مىكنيد، بيناست.
٧٢٧. مطلوب نبودن سكونت مسلمانان در دارالحرب، و لزوم هجرت آنان عَن ابِى عَبدِاللَّه (ع) قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) جَيْشاً الَى خَثْعَم فَلمّا غَشِيَهُم اسْتَعْصَمُوا بِالسُّجُودِ، فَقُتِلَ بَعْضُهُمْ، فَبَلَغَ ذَلِكَ النّبىّ (ص) فَقَالَ: اعْطُوا الوَرَثَةَ نِصْفَ العَقلِ بِصَلاتِهِم، وَ قَالَ النّبىّ (ص) الَا انِّى بَرِىءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ نَزَلَ مَعَ مُشرِكٍ فِى دَارِ الحَربِ. (وسائل الشيعه، ١٥/ ١٠٠، ح ٢٠٠٦٨)
امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا (ص)، لشكرى را براى جنگيدن با خثعمىها فرستاد. وقتى آنان را غافلگير كردند، خثعمىها براى حفظ جان خود به سجده افتادند. ولى لشكر از اين موقعيت استفاده كرده برخى را كشتند.
چون گزارش اين ماجراى تأسفبار به پيغمبر خدا (ص) رسيد فرمود: به سبب نمازى (وسجودى) كه طائفه خثعم داشتهاند، نيمى از ديه هر يك، به وارث او داده شود.
آنگاه فرمود: من از مسلمانى كه در دارالحرب با مشركان باشد بيزارم.
قَال رَسُولُ اللَّهِ (صلى اللَّه عليه و آله): لَا يَنْزِلُ دَارَ الحَربِ الّا فَاسِقٌ بَرِئَتْ مِنهُ الذّمَّه).
(مستدرك الوسائل، ١١/ ٨٩، ح ١٢٤٨٩)
رسول خدا (ص) فرمود: «به «دار الحرب» فرود نمىآيد مگر آدم فاسقى كه ذمه از او برداشته شده است.» ٧٢٨. حرمت يارى خواستن از منافقان ترك كننده هجرت وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُم وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً. (نساء/ ٨٩)
همانگونه كه خودشان كافر شدهاند، آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد، تا با هم برابر باشيد.
پس [زنهار]، از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار نكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند.
پس اگر روى برتافتند، هر كجا آنان را يافتيد، به اسارت بگيريد و بكشيدشان؛ و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد.