فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٥
شرافتمندى نيستيد كه كسى به سوى شما دست دراز كند. به شتران بى ساربان مىمانيد، كه هرگاه از يك طرف جمعآورى گرديد، از سوى ديگر پراكنده مىشويد.
به خدا سوگند! شما بد وسيلهاى براى افروختن آتش جنگ هستيد؛ شما را فريب مىدهند امّا فريب دادن نمىدانيد، سرزمين شما را پياپى مىگيرند و شما پروا نداريد. چشم دشمن، براى حمله شما خواب ندارد، ولى شما در غفلت به سر مىبريد.
به خدا سوگند! شكست براى كسانى است كه دست از يارى يكديگر مىكشند. سوگند بخدا، اگر جنگ سخت درگير شود و حرارت و سوزش مرگ شما را دربرگيرد، از اطراف فرزند ابوطالب، همانند جدا شدن سر از تن، جدا و پراكنده مىشويد.
به خدا سوگند! آن كه دشمن را بر جان خويش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد، و استخوانش را بشكند، و پوستش را جدا سازد، عجز و ناتوانىاش بسيار بزرگ و قلب او بسيار كوچك و ضعيف است.
تو اگر مىخواهى اينگونه باش، امّا من، به خدا سوگند! از پاى ننشينم و قبل از آن كه دشمن فرصت يابد با شمشير آب ديده چنان ضربهاى بر پيكر او وارد سازم كه ريزههاى استخوان سرش را بپراكند، و بازوها و قدمهايش جدا گردد و از آن پس خدا هر چه خواهد انجام دهد.
اى مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّى واجب شده است.
حقّ شما بر من، آن كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيتالمال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم، و شما را آموزش دهم تا بى سواد و نادان نباشيد، و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانيد.
و امّا حقِّ من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد، و در آشكار و نهان برايم خيرخواهى كنيد، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نماييد و فرمان دادم اطاعت كنيد.
٧٤. ويژگى نيروهاى كمى ضعيف و ناكارآمد ٦٥٧. تمرّد و اطاعت ناپذيرى أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرِي مَعَكُمْ عَلَى مَا أُحِبُّ حَتَّى نَهِكَتْكُمُ الْحَرْبُ وَ قَدْ وَ اللَّهِ أَخَذَتْ مِنْكُمْ وَ تَرَكَتْ وَهِيَ لِعَدُوِّكُمْ أَنْهَكُ. لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَقَدْأَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَلَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَاتَكْرَهُونَ. (نهجالبلاغه، خطبه ٢٠٨)