فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٣
(پى در پى اصحاب امام (ع) كشته مىشدند و چون يك نفر يا دو نفر از آنان به شهادت مىرسيد پيدا بود. ولى از لشكر انبوه ابن سعد هرچه كشته مىشد نمودار نبود. ابوثمامه صائدى چون چنين ديد عرض كرد: يا اباعبداللَّه! جانم فدايت باد، مىبينم كه اينان به تو نزديك شدهاند. به خدا سوگند تو كشته نشوى تا من به خواست خدا پيش از تو كشته شوم. دوست دارم پروردگار خود را در حالى ديدار كنم كه اين نمازى را كه وقتش رسيده خوانده باشم. امام (ع) سر برداشت و فرمود:)
«نماز را يادآوردى، خدا تو را از نماز گزارانى كه در ياد اويند قرار دهد! آرى اينك اول وقت نماز است.» (سپس فرمود:) «بخواهيد از ما دست بردارند تا نماز بگزاريم.» حصين بن تميم گفت: نماز شما پذيرفته نيست! حبيببنمظاهر گفت: اى درازگوش! آيا پندارى كه نماز آلرسول (ع) پذيرفته نيست و نماز تو پذيرفتهاست؟! ابو مخنف گويد: امام (ع) خود اذان گفت و چون تمام كرد ندا داد:) «واى بر تو اى عمر بن سعد! آيا آيينهاى اسلام را از ياد بردهاى؟ چرا دست از جنگ نمىكشى تا نماز گزاريم و به جنگ برگرديم؟!» (ابن سعد پاسخى نداد و) امام (ع) فرمود: «شيطان بر او چيره گشته است.» (به نقل ديگرى فرمود:) «اى واى بر شما! چرا از جنگ باز نمىايستيد تا نماز گزاريم؟!» (و در روايتى آمده است: امام (ع) به زهير بن قين و سعيد بن عبداللَّه فرمود:) «جلو بايستيد تا نماز ظهر را ادا كنم» (آنان پيش ايستادند و امام (ع) در جماعت حدود نيمى از اصحاب خود، نماز را به صورت نماز خوف گزاردند.)
٦٣٨. اهل شب زنده دارى و تلاوت قرآن عَن زيد بنِ وَهَبٍ قَال: انَّ عَليّاً (عليه السلام) قَالَ فِى صِفِّين: «الحَمدُ لِلّهِ الَّذِى لَا يُبرَمُ مَا نَقَضَ- الَى ان قَالَ- الَا انَّكُم لَآتُوا العَدُوَّ غَداً، فَاطِيلُوا اللّيلةَ القيامَ، وَاكثِرُوا تِلاوَة القُرآنِ، وَاسأَلُوااللَّه الصَّبرَ وَالنَّصرَ، وَالقُوهُم بِالجِدِّ وَالحَزمِ، وَكُونُوا صَادقِينَ». (مستدركالوسائل، ج ١١، ص ٤٠، ح ١٢٣٨٠)
«زيد بن وهب» گويد: على (ع) در صفين فرمود: «سپاس، خداوندى را سزا است كه آنچه را بر هم زد، ديگر استوار نمىشود.»- تا آن كه فرمود: «توجه داشته باشيد فردا با دشمن، درگير مىشويد. امشب بسيار نماز بخوانيد و فراوان قرآن، تلاوت كنيد، و از خدا توفيق تحمل و بردبارى و پيروزى بخواهيد، و به طور جدى با هوشيارى و دورانديشى با آنان برخورد كنيد. و راستگو باشيد.»