فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٦
كسانى كه به ديدار خداوند يقين داشتند، گفتند: بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار، به اذن خدا پيروز شدند، و خداوند با شكيبايان است.
٦٢٩. عمل شجاعانه حضرت داود فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ. (بقره/ ٢٥١)
پس آنان را به اذن خدا شكست دادند، و داود، جالوت را كشت، و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت، و از آنچه مىخواست به او آموخت.
٦٣٠. اميرمؤمنان (ع) و مجاهدان صدر اسلام، اسوه نيروهاى كيفى فَلَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّ الْقَتْلَ لَيَدُورُ عَلَى الآباءِ وَ الْأَبْنَاءِ وَ الْإِخْوَانِ وَ الْقَرَابَاتِ فَمَا نَزْدَادُ عَلَى كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ شِدَّةٍ إِلَّا إِيمَاناً وَ مُضِيّاً عَلَى الْحَقِّ وَ تَسْلِيماً لِلْأَمْرِ وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْجِرَاحِ.
(نهجالبلاغه، خطبه ١٢٢)
امام على (ع): در كنار رسول خدا- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- در صحنه پيكارهايى بوديم كه كشتار بر محور پدران، پسران، برادران و خويشاوندان مىچرخيد و هر مصيبتى كه پيش مىآمد، جز افزايش ايمان و ايجاد انگيزه براى پيشروى در راه حق، رشد پيوستگىمان به جريان بعثت و افزونى صبر و مقاومتمان براى پذيرش زخمهايى بيشتر، اثرى بر ما نمىنهاد.
وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم؛ نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا: مَا يَزِيدُنَا ذلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً، وَ مُضِيّاً عَلَى اللَّقَم، وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ، وَ جِدّاً فِي جِهَادِ الْعَدُوَّ.
وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَالْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ، يَتَخَالَسَانِ انْفُسَهُمَا: أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ، فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا، وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا.
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ، وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ، حَتَّى اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِياً جِرَانَهُ، وَ مُتَبَوِّئاً (مبؤيا). أَوْطَانَهُ. (نهجالبلاغه، خطبه ٥٦)
در ركاب پيامبر خدا (ص) ب فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات ٣٩٤ ٧٢. ويژگى نيروهاى كيفى ص : ٣٨٧ وديم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود جنگ مىكرديم، كه اين مبارزه بر ايمان و تسليم ما مىافزود، و ما را در جادّه وسيع حقّ و صبر و بردبارى برابر ناگواريها و جهاد و كوشش برابر دشمن، ثابت قدم مىساخت.
گاهى يك نفر از ما و ديگرى از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد مىكردند، و هر كدام مىخواست كار ديگرى را بسازد و جام مرگ را به ديگرى بنوشاند، گاهى ما بر دشمن پيروز مىشديم و زمانى دشمن بر ما غلبه مىكرد.