فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٧
خويش را با ژرف انديشى اجرا كردند. سنت را زنده ساختند و بدعت را ميراندند. آرى، آنان به جهاد دعوت شدند، پس با دل و جان پذيرايش گشتند و با اعتمادى كه به رهبر خود داشتند، حركتش را پى گرفتند.
٦١. فرماندهى و مديريت ٥٧٣. لزوم و ضرورت فرماندهى اذَا خَرَجَ ثَلاثةٌ فِى سَفَرٍ فَلْيُؤمِّروا احَدَهُم. (سنن ابى داود، كتاب جهاد، حديث ٨٠)
پيامبر (ص): اگر سه نفر براى مسافرت از خانه بيرون رفتند، بطور حتم يكى از افراد را امير و فرمانده خود قرار دهند.
٥٧٤. شايسته سالارى در نصب فرماندهى استَعينُوا عَلَى كُلَّ صَنْعَةٍ بِصَالِحِ اهلِها. (موسوعة الامن و الاستخبارات، ٣/ ٢١٧)
پيامبر (ص): براى هر كارى از فرد شايسته براى آن كار استفاده كنيد.
٥٧٥. استفاده از فرماندهان نيرومند، با تجربه و خيرانديش در جنگ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي قَدْ وَلَّيْتُ النُّعْمَانَ بْنِ عَجْلَانَ الزُّرَقِيَّ عَلَى الْبَحْرَيْنِ وَ نَزَعْتُ يَدَكَ بِلَا ذَمٍّ لَكَ وَ لَا تَثْرِيبٍ عَلَيْكَ فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَايَةَ وَ أَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ فَأَقْبِلْ غَيْرَ ظَنِينٍ وَ لَا مَلُومٍ وَ لَا مُتَّهَمٍ وَ لَا مَأْثُومٍ فَلَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِيرَ إِلَى ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِي فَإِنَّكَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَى جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ إِقَامَةِ عَمُودِ الدِّينِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. (نهجالبلاغه، نامه ٤٢)
امام على (ع): اما بعد، من نعمان پسر عجلان زرقى را سرپرست سياست بحرين ساختم و تو را خلع يد كردم، بى آن كه تو را گناهى باشد يا سزاوار نكوهشى باشى، چرا كه تو به خوبى فرمانروايى كردهاى و امانت را پاس داشتهاى. پس بى آن كه مورد كمترين بدگمانى و ملامتى باشى، يا دربارهات اتهام و گناهى مطرح باشد، روى به ما آور. حقيقت اين است كه به سوى ستمگران شام آهنگ سفر كردهام و دوست دارم كه تو همراهم باشى، زيرا تو از كسانى هستى كه در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دين، بر تو تكيه دارم. به خواست خدا فَابْعَثْ إِلَيْهِمْ رَجُلًا مِحْرَباً وَ احْفِزْ مَعَهُ أَهْلَ الْبَلَاءِ وَ النَّصِيحَةِ. (نهجالبلاغه، خطبه ١٣٤)
امام على (ع): پس بايد مردى رزمآور برانگيزى، و خير انديشان سرد و گرم چشيدهاى همراهش سازى و به سوى آنان گسيل دارى.