فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥١
توضيح: اجازه و اعلان حضور يا ترك جهاد از اختيارات رهبر جامعه اسلامى و فرماندهى كل قوا مىباشد.
٥٦٤. اعلان عفو عمومى دشمنان در جنگ عن على (ع)، انَّه سَأَلَهُ عَمَّار حِينَ دَخَلَ البَصرَةَ فَقَال: يا اميرالمومنينَ، بِاىِّ شَىءٍ تَسيرُ فِى هؤلاء؟
قَالَ: بِالمَنِّ وَالعَفوِ، كَمَا سَارَ النَّبىّ (ص) فِى اهلِ مَكّة. (مستدرك الوسائل، ١١/ ٥٧ ح ١٢٤١٩)
هنگامى كه اميرمؤمنان وارد بصره شد، عمار از آن حضرت پرسيد: اى امير مؤمنان! با ايشان چگونه رفتار خواهى كرد؟
فرمود: با منت نهادن و بخشودن؛ چنان كه پيغمبر خدا (ص) در ميان مردم مكه، رفتار كرد.» ٥٦٥. تصميم در مورد اسيران جنگى - دعائم الاسلام: روينا عن اميرالمومنين (عليه السلام)، انه قال: أسِرَ رَسُولُ اللَّه (صلى اللَّه عليه و آله) يَوْمَ بَدْرٍ أُسارى، وَاخَذَ الفِدَاءَ مِنهُم، فَالامامُ مُخيّرٌ اذَا اظْفَرَهُ اللّه بِالمُشرِكِين، بِيْنَ انْ يَقْتُلَ المقاتلة، او يَأسِرَهُم وَ يَجعَلَهُم فِى الغَنائِمِ وَ يَضرِبَ عَليهِم السَّهَامَ، وَ مَنْ رَآى المَنَّ عَلَيهِ مِنهُم مَنَّ عَلَيهِ، وَ مَنْ رَآى أَن يُفادِى بِه فَادَى بِه، اذَا رَأى فِيَما يَفعلُه مِنْ ذَلِكَ كُلّه الصَّلاحَ لِلمُسلِمينَ.
(مستدرك الوسائل ١١/ ٤٩ ح ١٢٤٠٣)
- (در كتاب دعائم الاسلام) از امير مؤمنان (ع) برايمان روايت شده كه: «پيغمبر خدا (ص) روز جنگ بدر، مشركان را به اسارت درآورده، براى آزادىشان سربها دريافت كرد، بنابرانى امام هم در وقتى كه خدا او را بر مشركان پيروز گردانيد، اختيار دارد جنگجويان دشمن را بكشد، يا به اسارت درآورد و آنان را جزو غنائم قرار دهد و جزو سهميه صاحبان غنايم، تقسيم گردند.
همچنين مخيّر است بر هركه صلاح بداند منت گذارد (و آزادش كند) و از هركه صلاح بداند با گرفتن بهاى آزادىاش رهايش سازد. در تمام آن كارها همين كه تشخيص دهد كه صلاح مسلمين در آن است، مىتواند به آن اقدام كند.» - و عن عَلىّ (عليه السلام)، انَّهُ أُتىَ بِاسيرَ يَومَ صِفّينَ فَقالَ: لَا تَقتُلنى يَا اميرَ المُؤمِنِين، فَقَال:
افيكَ خَيرٌ اتُبايِعُ؟ قَالَ: نَعَم، قَالَ لِلّذِى جَاءَ بِه: لَكَ سِلاحُه، وَ خَلّ سَبيلَه، وَ اتاهُ عَمّار بِاسيرٍ فَقَتَلهُ. (مستدرك الوسائل ح ١٢٤٠٤)
(در كتاب دعائم الاسلام) از على (ع) روايت كرده: «روز جنگ صفين، اسيرى را كه نزد آن حضرت آورده بودند عرض كرد: اى امير مؤمنان! مرا نكشيد.