فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٣
بسيار زشتى كه از او سر زد بزرگ بود، ابتدا، مخالفتش در آنچه خدا به او دستور داده بود در فرمودهاش: « (: اى زنان پيامبر) در منازل خود قرار گيريد، و مانند زنان دوره جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد» (احزاب/ ٢٣) نشان دادن او، خود را به نامحرم، بزرگتر از خروجش بود كه به همراه طلحه و زبير به عنوان سفر حج به راه افتادند. قسم به خدا كه آنان قصد حج و عمره نداشتند بلكه مىخواستند از مكه به بصره بروند و آتش جنگى را شعلهور ساختند، كه در آن طلحه و زبير و ٢٥ هزار تن از مسلمانان كشته شدند. و شما آگاهيد كه خداى عزوجل فرموده است «و هركسى شخص مؤمنى را به عمد و قصد بكشد، جزايش جهنم است و براى هميشه در آنجا خواهد بود» (نساء/ ٩٣) تا آخر آيه.
هنگامى كه خدا، ما را بر آنان پيروز گردانيد، آنچه را من به شما گفتم به اين علت بود كه: (بعد از شكست) براىشان نه اتاق جنگى (يا سرزمينى) بود كه در آن گرد آيند و نه رهبرى داشتند كه زخمىهاى ايشان را درمان و به ميدان جنگ برگرداند كه بار ديگر بجنگند، اما اين كه اسب و اسلحه آنان را بر شما روا داشتم، ولى به اسارت گرفتن همسران و فرزندانشان را بر شما حرام كردم، كداميك از شما حاضر است كه عايشه همسر پيغمبر (ص) را در سهم خودش بگيرد؟
همگى گفتند: قسم به خدا در پاسخى كه دادى راست گفتى، تو درست رفتار كردى و ما اشتباه كرده بوديم و كار تو با دليل و برهان بوده است. آنگاه فرمود: اما اين كه در جنگ صفين گفتهام آنان را در هر حال- چه از جنگ دست كشيده و در حال فرار باشند و چه در حال خواب و بيدارى- بكشيد و زخمىها را تير خلاص بزنيد حتى كسى كه اسلحهاش را بر زمين نهاده بكشيد، و هركه را در خانه خود بر روى خويشتن بسته، بكشيد، و براى شما به غنيمت گرفتن مركبها و به اسارت گرفتن ذريهشان را حلال دانستم، به اين دليل بود كه اقتضاى حكم خدا چنان بود؛ زيرا هنوز خانه جنگشان برپا بود و رهبرى داشتند كه به كار خود مشغول بود، زخمىهاىشان را درمان، و بيماران را معالجه مىكرد، و برايشان اسب و اسلحه فراهم مىكرد، و پىدرپى آنان را به ميدان، بازمىگرداند. از طرفى، آنان بيعت نكرده بودند تا به بيعت و اسلام درآمده باشند، و هركه از بيعت كردن با ما، شانه خالى كند، از دين، خارج شده است. و بعد از آنكه خونش ريخته شد، گرفتن دارايى و نژادش حلال است.
معترضان به آن حضرت گفتند: راست گفتى و كار درستى انجام دادهاى و ما خطا كرده بوديم؛ چون حق و برهان با تو است ...»