فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٨
زُبْدُكَ بِخَاثِرِكَ وَ ذَائِبُكَ بِجَامِدِكَ وَ حَتَّى تُعْجَلُ عَنْ قِعْدَتِكَ وَ تَحْذَرَ مِنْ أَمَامِكَ كَحَذَرِكَ مِنْ خَلْفِكَ وَ مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى الَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا الدَّاهِيَةُ الْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ امْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لَا فِي نَجَاةٍ فَبِالْحَرِيِّ لَتُكْفَيَنَّ وَ أَنْتَ نَائِمٌ حَتَّى لَا يُقَالَ أَيْنَ فُلَانٌ وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مَعَ مُحِقٍّ وَ مَا أُبَالِي مَا صَنَعَ الْمُلْحِدُونَ وَ السَّلَامُ. (نهجالبلاغه، نامه ٦٣)
از بنده خدا على اميرمؤمنان به عبداللَّه پسر قيس (ابوموسى اشعرى)
پس از ستايش پروردگار و درود! سخنى از تو به من رسيده كه هم به سود، و هم به زيان تو است، چون فرستاده من پيش تو آيد، دامن همّت به كمر زن، كمرت را براى جنگ محكم ببند، و از سوراخ خود بيرون آى، و مردم را براى جنگ بسيج كن. اگر حق را در من ديدى بپذير، و اگر دو دل ماندى كناره گير. به خدا سوگند! هر جا كه باشى تو را بياورند و به حال خويش رها نكنند، تا گوشت و استخوان و تر و خشكت در هم ريزد، و در كنار زدنت از حكومت شتاب كنند، چنانكه از پيش روى خود همانگونه بترسى كه از پشت سرت هراسناكى. حوادث جارى كشور آنچنان آسان نيست كه تو فكر مىكنى، بلكه ح فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات ٢٠٦ ٤٢. جهاد با اهل كتاب(يهود، نصارى و مجوس)
ص : ٢٠٦ ادثه بسيار بزرگى است كه بايد بر مركبش سوار شد، و سختىهاى آن را هموار كرد، و پيمودن راههاى سخت و كوهستانى آن را آسان كرد، پس فكرت را به كار گير، و مالك كار خويش باش، و سهم و بهرهات را بردار، اگر همراهى با ما را خوش ندارى كناره گير، بى آن كه مورد ستايش قرارگيرى يا رستگار شوى، كه سزاوار است تو در خواب باشى و ديگران مسؤوليّتهاى تو را برآورند، و از تو نپرسند كه كجا هستى و به كجا رفتهاى! به خدا سوگند! اين راه حق است و به دست مرد حق انجام مىگيرد، و باكى ندارم كه خدانشناسان چه مىكنند! با درود.
٢٧٩. لزوم تداوم جنگ با بغات تا بازگشت به حكم الهى يا كشته شدن قَالَ عَلِيٌّ (ع) الْقِتَالُ قِتَالَانِ قِتَالُ أَهْلِ الشِّرْكِ لَايُنْفَرُ عَنْهُمْ حَتَّى يُسْلِمُوا أَوْ يُؤْتُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ وَ قِتَالٌ لِأَهْلِ الزَّيْغِ لَايُنْفَرُ عَنْهُمْ حَتَّى يَفِيئُوا إِلَى أَمْرِ اللَّهِ أَوْ يُقْتَلُوا (وسائل الشيعه ١٥/ ٢٨، ح ١٩٩٣٩؛ بحارالانوار ٩٧/ ٩)
جنگ بر دو نوع است: ١- جنگ با مشركان؛ (اهل كتاب) كه نبايد از جنگ با آنها دست كشيد تا زمانى كه مسلمان شوند يا با دست خود و با ذلت و خوارى جزيه بپردازند. ٢- جنگ با منحرفان؛ كه جنگ از آنها برگشت ندارد تا اين كه بر اساس امر الهى، عمل كنند و به سوى امر خداوند بازگردند يا اين كه كشته شوند.