فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٩
أَمَرْتُكُمْ فِي هَذِهِ الْحُكُومَةِ أَمْرِي وَ نَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيِي لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِيرٍ أَمْرٌ فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ الُمخَالِفِينَ الْجُفَاةِ وَ الْمُنَابِذِينَ الْعُصَاةِ حَتَّى ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ فَكُنْتُ أَنَا وَ إِيَّاكُمْ كَمَا قَالَ أَخُو هَوَازِنَ:
أَمَرْتُكُمْ أَمْرِي بِمُنْعَرَجِ اللِّوَى فَلَمْ تَسْتَبِينُوا النُّصْحَ إِلَّا ضُحَى الْغَدِ (نهجالبلاغه، خطبه ٣٥)
امام على (ع): ... پس از حمد و ستايش خدا؛ بدانيد كه نافرمانى از دستور نصيحت كننده مهربان دانا و با تجربه، مايه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشيمانى است. من رأى و فرمان خود را نسبت به حكميّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختيار شما گذاردم. «اى كاش كه از قصير پسر سعد اطاعت مىشد» ولى شما همانند مخالفانى ستمكار، و پيمان شكنانى نافرمان، از پذيرش آن سر باز زديد، تا آنجا كه نصيحت كننده در پند دادن به ترديد افتاد، و از پند دادن خوددارى كرد. داستان من و شما چنان است كه برادر هَوازَنى سروده است: «در سرزمين مُنْعَرج، دستور لازم را دادم، امّا، تا فردا (كه سزاى سركشى خود را چشيدند)، نپذيرفتند.» ٢٤٧. فرمان تداوم جنگ با جنگ افروزان صفين ابراهيم بن محمّد الثَقفىّ فِى كتابِ الغاراتِ: عَن مَيسَرةَ قَال: قَال علىٌّ (عليه السلام): قَاتِلوُا اهْلَ الشّام مَعَ كُلِّ امامٍ بَعدى. (مستدرك الوسائل، ١١/ ٦٨، ح ١٢٤٤٦)
«ميسره» گويد: على (ع) فرمود:
با مردم شام، به همراه هر امامى كه پس از من زمام امور مسلمين را به دست گيرد بجنگيد.
٣٧. جنگ خوارج نهروان (مارقين)
خوارج نهروان كه با مخالفتهاى خود با اميرمؤمنان (ع)- در ادامه جنگ صفين و جريان حكميت- زمينه شكست مسلمانان را فراهم ساخته بودند، اين بار اميرمؤمنان (ع) را مقصّر دانستند و عليه آن امام بزرگوار دست به شمشير برده جنگ نهروان را پديد آوردند و با دوازده هزار نفر در نهروان پرچم جنگ برافراشتند. امام على (ع) با سپاه كوفه به نهروان شتافت و در مقابل خوارج موضع گرفت. ابتداء آنان را نصيحت كرد و از وقوع اين فتنه و كشته شدن بيم داد، و همين موجب شد هشت هزار نفر از خوارج با فرياد «التوبه، التوبه، يا اميرالمؤمنين» دست از مخالفت بردارند و گرد پرچم امان جمع شوند.