فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
٢٣٣. دستور حمله به مركز فرماندهى امام على (ع): وَيلكُم اعقرُوا الجَمل فَانّه شَيطانٌ.
واى بر شما! شتر [عايشه] را پى كنيد، كه آن شيطان است! (شرح نهجالبلاغه ابى الحديد، ٢/ ٨١)
توضيح: امام على (ع): مالك اشتر و عمار ياسر را به پى كردن شتر عايشه فرمان داد. شتر شومى كه كجاوه عايشه بر آن قرار داشت و مردم چون كعبه به دور آن مىچرخيدند و مىجنگيدند، همين كه شتر نقش زمين شد، لشكر عايشه به مانند ملخهايى كه در مقابل طوفان قرار گيرند، پراكنده شدند.
٢٣٤. فرمان كشتن و آتش زدن شتر عايشه (رهبر ناكثين)
پس از آن كه سربازان به دستور امام (ع) شتر عايشه را كشته، بدنش را آتش زده و خاكسترش را به باد دادند، امام در تأييد عمل خود، اين آيه را خواند:
وَانظُرْ إِلَى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفاً لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً. (طه/ ٩٧)
بنگر به اين معبودت [گوساله] كه پيوسته آن را پرستش مىكردى، و ببين ما آن را نخست مىسوزانيم؛ سپس ذرّاتش را به دريا مىپاشيم. (شرح نهجالبلاغه ابى الحديد، ١/ ٨٩)
٢٣٥. سخن امام (ع) به هنگام ديدن جنازه طلحه و ...
لَقَدْ أَصْبَحَ أَبُو مُحَمَّدٍ بِهَذَا الْمَكَانِ غَرِيباً أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَكْرَهُ أَنْ تَكُونَ قُرَيْشٌ قَتْلَى تَحْتَ بُطُونِ الْكَوَاكِبِ أَدْرَكْتُ وَتْرِي مِنْ بَنِي عَبْدِ مَنَافٍ وَ أَفْلَتَتْنِي أَعْيَانُ بَنِي جُمَحَ لَقَدْ أَتْلَعُوا أَعْنَاقَهُمْ إِلَى أَمْرٍ لَمْ يَكُونُوا أَهْلَهُ فَوُقِصُوا دُونَهُ. (نهجالبلاغه، خطبه ٢١٩)
(وقتى امام (ع) در ميدان نبرد جمل در سال ٣٦ هجرى به جنازه طلحه از فرماندهان دشمن، و عبدالرحمن بن عتاب رسيد فرمود:)
اينك ابومحمد (طلحه) در اينجا غريب افتاده است، به خدا سوگند كه هرگز خوش نداشتم كه قريش را سرنوشت چنين باشد كه كشتگانشان در زير ستارگان باشند! من به خونخواهى، به فرزندان عبد مناف دست يافتم، ولى سران بنى جمح از چنگم گريختند. آنان براى كارى كه در شأن آنها نبود سر برافراشتند، و پيش از رسيدن به آن، سركوب شدند.
٢٣٦. سيره امام على (ع) در جنگ جمل شبيه سيره پيامبر (ص) در فتح مكه عَنْ ابِى حَمزَةِ الُّثمالى قَالَ: قُلْتُ لِعَلِىّ بن الحُسين (ع): انّ عَليّاً (ع) سَارَ فى اهْلِ القِبلَةِ بِخَلافِ سِيرَةِ