مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٩٠ - حقيقت و ماهيت دنيا براى انسان
قيامت، در حالى كه چهرهاش چون ماه شب چهارده مىدرخشد، در آن صحنه حاضر شود (٤)، بنا بر اين در آيه مباركه دقت كن!: «كسى كه خويشتن را از خواهش نفس باز دارد، بهشت جايگاه اوست (٥).» و موارد جلب خواهش نفس پنج مورد است كه خداوند در اين آيه جمع كرده است: «... زندگانى دنيا؛ بازى، بيهوده كارى، آرايش و فخر فروشى ما بين خودتان، و به رخ ديگران كشيدن زيادى مال و اولاد است (٦) ...» اينهايى را كه خداوند در آيه مباركه بيان داشته است، مربوط به دنياست، اما آنچه مربوط به خداست همان مقدار ضرورى از، مسكن، لباس، خوردن و نوشيدن است و انسان ناگزير از آنهاست، و دورانديشى اقتضا مىكند كه انسان بيمناك باشد و تقواى الهى را پيشه كند، و از اين وسايل- به پيروى از پيامبران و اوليا كه به مقدار ضرورت بسنده مىكردند- به مقدار نياز برگيرد، همان طورى كه هرگز سلمان فارسى، غذايى در جلو خود نگذاشت كه دو نوع خورش داشته باشد.
آوردهاند كه سلمان- خدايش بيامرزد- ابو ذر را به مهمانى خواند، و نان جوينى با مقدارى نمك سر سفره آورد، او گفت: مقدارى سركه و سبزى هم اضافه كن! سلمان ظرف آبكشى خود را براى تهيه آنها به گرو گذاشت، بعد از غذا ابو ذر گفت: خدا را شكر كه به ما قناعت داد، حضرت سلمان گفت: اگر قناعت داشتى، ظرف آب خورى من به گرو نرفته بود، حال نگاه كن به اين دو شخصيت بزرگوار با عظمت چگونه سركه و سبزى را زيادى مىدانند.
نقل شده است كه امير المؤمنين (ع) نان جوين و نمك ناساييده ميل مىكرد.
روايت شده است كه آن بزرگوار به يكى از كاركنانش نوشت: «پيشواى تو- على بن ابى طالب- از دنياى خود به دو قرص نان بسنده كرده است، و گوشت نمىخورد، مگر در سالى يك بار از گوشت قربانى و شما بر چنين رفتارى توانايى نداريد، ولى مرا به پرهيزگارى و كوشش خود يارى كنيد (٧).» به اين مرد