مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٥٢ - احاديث و مواعظ متفرقه
فَكَرِهْتُمُوهُ (١٥٨): و اين نيز استعاره است و اساس آن هم بر پايه اصل معروف در كلام عرب است يعنى، ناميدن شخص غيبتكننده به خورنده گوشتهاى مردم، به حدّى كه شاعر عرب گفته است: و گر چه آنها گوشت مرا خوردند اما من به گوشتهاى ايشان افزودم و هر چند آنان بنياد عظمت مرا ويران ساختند، من كاخ عظمت آنان را بنانهادم. (١٥٩) و حسان بن ثابت در سوك دخترش مىگويد:
دختر پاكدامن موقرى كه هرگز سخن ناروايى به زبان نياورد و از گوشتهاى افراد غفلت زده نخورده و گرسنه ماند. (١٦٠) يعنى از غيبت زنانى كه از غيبت خود غفلت داشتند خوددارى كرد، پس به وسيله خودداريش از غيبتى كه صاحب آن خورنده گوشت طرف غيبت شمرده شده، گويا او گرسنه مانده چيزى نخورده است. «فكرهتموه» يعنى نفوس شما آن را پس مىزند.
و بعضى گفتهاند: خلاصه اين مطلب آن است كه هر كس به خوردن گوشت مردار برادرش خوانده شود، نفس او پس مىزند و از ناحيه طبع و سرشت پذيراى آن نيست، زيرا شايسته همين است كه هر گاه كسى به غيبت شخصى خوانده شود، نفسش از ناحيه عقل سرباز زند، پس لازم است كه عقلا ناپسند باشد چنان كه در مورد اول طبعا ناروا بود، زيرا انگيزه عقلانى سزاوارتر به پيروى است از انگيزه طبع، زيرا طبع كور ناآگاه است اما انگيزه عقل بينا و آگاه است و هر دو در مقام نصيحت و خيرخواهيند جز اينكه نصيحت عقل سالم و مورد اعتماد است، امّا خير خواهى طبع، ظنّى و احتمال نادرستى و ناخالصى دارد.
آيه مباركه: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (١٦١). استعاره است وريد، رگى است كه آن را ريسمان گردن مىنامند، و اينها دو رگ، يكى در راست و يكى در طرف چپ گردن قرار دارد، و مقصود خداى متعال، آن است كه نهان آدمى را مىداند، زيرا كسى كه