مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٩٦ - طول امل و سبب آن و فضيلت قصر امل
كه لذّتهاى گذشته را فراموش كردهاى، آيا به تندرستى مغروريد؟ و يا به عافيت طولانى شادمانيد؟ يا از مردن ايمنيد؟ كه فرشته مرگ وقتى كه بيايد، نه ثروت و نه وابستگان زياد نمىتوانند جلو او را بگيرند! آيا نفهميدهاى كه لحظه مردن، لحظه غم و غصه و پشيمانى از تقصيرات است! آنگاه مىگفت: خدا بيامرزد آن بندهاى را كه در باره خود بينديشد پيش از آن كه مرگ گريبان او را بگيرد.
آوردهاند كه سليمان بن عبد الملك در مسجد الحرام بود، ناگاه سنگ نوشتهاى را آوردند و او كسى را طلبيد تا آن سنگ را بخواند، پس وهب بن منبّه را آوردند و خواند: فرزند آدم اگر بدانى، باقيمانده عمرت نزديك است، هر آينه در باره آرزوى طولانى خود، پارسا خواهى بود. و به افزايش عمل رغبت خواهى داشت، و از حرص و حيلهگريت خواهى كاست، و فردا پشيمانى تو را درمىيابد، اگر پايت بلغزد، و خانواده كسانت تو را واگذارند، و فرزندان نزديكت از تو جدا شوند و پدر و فاميل نزديك از تو دور شوند، ديگر تو به دنيا برنمىگردى و چيزى بر حسناتت افزوده نمىشود. بنا بر اين امروز براى روز قيامت- پيش از فرا رسيدن حسرت و پشيمانى- كار كن! پس سليمان گريه زيادى كرد.
يكى از بزرگان به دوستش نوشت: سلام بر تو كه به شكرانه دوستى تو! من حمد و سپاس خدايى را به جا مىآورم كه معبودى جز او نيست. امّا بعد، من تو را هشدار مىدهم، نسبت به انتقالت از سراى فرصت به سراى زيستنت و پاداش اعمالت، كه سرانجام پس از روى زمين، در زير زمين قرار خواهى گرفت، دو فرشته نكير و منكر به سراغت آمده تو را بنشانند اگر خدا با تو باشد، ترس و وحشتى و هيچ نيازى نخواهى داشت، و اگر جز اين باشد پس پناه بخدا از آرامگاه بد، و خوابگاه تنگ! سپس نداى حشر به گوش تو برسد و در صور دميده شود، و دستور قيام از طرف پروردگار براى تعيين وضع مردم صادر شود، و زمين از اهلش و آسمان از ساكنانش تهى شود، آنگاه رازهاى نهفته فاش و آتش دوزخ برافروخته، و ترازوهاى سنجش برقرار شود، پيامبر و شهدا را بياورند، و ميان آنها به حق