مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٨٧ - ياد مرگ
صداى خنده بلند بود، فرمود: انجمن خود را با ياد تيرهكننده لذّتها در آميزيد. عرض كردند: تيرهكننده لذتها چيست؟ فرمود: مرگ (٦).
و آن بزرگوار فرمود: مرگ را ياد كنيد كه ياد مرگ گناهان را از بين مىبرد، و باعث پارسايى در دنيا مىشود (٧).
و باز فرمود: مرگ براى پند و اندرز دادن بس است (٨)! پيامبر خدا ٦ به طرف مسجد مىرفت، ناگاه گروهى را ديد كه با هم حرف مىزنند و مىخندند. فرمود: به ياد مرگ باشيد، هان به خدايى كه جان من در دست قدرت اوست، اگر هر آنچه را من مىدانم شما هم مىدانستيد، كم مىخنديديد و زياد مىگريستيد (٩)! در خدمت پيامبر ٦ از مردى ياد كردند و او را ستودند، فرمود: اين رفيق شما نسبت به ياد مرگ چگونه بود؟ گفتند: ما به خاطر نداريم كه او را به ياد مرگ ديده باشيم، فرمود: پس رفيق شما شايسته اين ستايشها نيست (١٠)! يكى از بزرگان مىگويد: مردى از انصار، از پيامبر خدا ٦ پرسيد:
زيركترين و گرامىترين مردم كيست؟ فرمود: آن كه از همه بيشتر مرگ را ياد كند، و آماده، مرگ باشد. آنانند زيركان كه هم شرافت دنيا را دارند و هم در آخرت بزرگ و بزرگوارند (١١).
حسن گويد: مرگ دنيا را رسوا كرده است، براى هيچ خردمندى خوشى نگذاشته است. يكى از دانايان به مردى از دوستانش نوشت: اى برادر از مرگ در اين دنيا بترس بيش از آن كه به منزل ديگر منتقل شوى، و كسى از شما در آنجا آرزوى مرگ كند، و مرگ سراغش نيايد.
عمر بن عبد العزيز همواره جماعتى را در پيرامون خود جمع مىكرد و آنها مرگ و قيامت را ياد مىكردند و مىگريستند بطورى كه گويى در مقابل آنها جنازهاى است! يكى از بزرگان مىگويد: دو چيز است كه علاقه دنيا را از دل من برده