مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٦٠ - تفكر
كه مطيع خداست، پس با ديده احترام به او مىنگرم، و دل او را شاد مىكنم، و همين طور در باره گوشش، مىگويد: من مىتوانم به سخن آدم گرفتارى گوش دهم، و يا حكمت، علم، قرائت و ذكرى را بشنوم، پس چرا- با اين كه خداوند نعمت شنوايى را به من داده و آن را به امانت به من سپرده است- مهمل بگذارم؟
بايد اين نعمت را سپاس بگذارم پس چرا اين نعمت خدا را با تباه ساختن و مهمل گذاشتن، ناسپاسى مىكنم؟ و همين طور، در باره زبان بينديشد و با خود بگويد:
من مىتوانم به وسيله آموزش، ذكر خدا، و ايجاد محبّت در دل نيكان، و جستجوى از حال فقرا و شاد كردن دل آنها به خدا نزديك شوم. و همچنين در باره ثروتش مىانديشد و مىگويد: من مىتوانم آن قدر از مال خودم به فلان نيازمند بدهم تا او را بىنياز سازم، و هر وقت هم من نيازمند شدم، خداوند روزى رسان است، و حتّى اگر هم اكنون من نياز دارم، پس ايثار كنم كه من به اجر و ثواب نيازمندترم از مال! آنگاه در باره عوامل مخرّب و مهلكى كه جايگاه آنها دل است، مىانديشد. يعنى در باره: بخل، خودخواهى، خودبينى، خودنمايى، حسد، بدگمانى، غفلت و امثال اينها فكر مىكند تا از دلش اين صفات رذيله را بيرون كند و اگر گمان مىبرد كه دلش از اينها پاك است، در باره آزمودن و دست آوردن نشانههاى اين پاكدلى، مىانديشد، پس اگر نفس همواره به خود وعده نيكى مىدهد و خلف وعده مىكند، و هر گاه نفس مدّعى تواضع و دورى از خودخواهى است، خود را با حمل وسايل مورد نياز از بازار به خانه مىآزمايد، چون پيامبر ٦ فرموده است: هر كس خود، وسائل مورد نيازش را حمل كند، از خودخواهى بركنار است (٧). و هر گاه ادّعاى بردبارى دارد، خود را در معرض خشمى كه از ديگران به او مىرسد، قرار دهد و بعد خود را به فرو خوردن خشم بيازمايد! و همين طور در ساير صفات، چنان كه اگر در نفس خود، نسبت به عملى، خودستايى ديد، بينديشد و با خود بگويد: عمل من وسيله دست، و عضوى از