مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٣١ - محاسبه نفس
اين همان ساعتى است كه بنده نافرمانى خدا را مىكند و از ترس و عذاب قيامت، بقدرى به او مىرسد كه اگر بر تمام اهل بهشت تقسيم كنند، تمام نعمتهاى بهشتى بر آنها تيره شود، و در خزانه ديگرى به روى او گشوده گردد تهى هم از باعث خوشحالى و هم از انگيزه بدحالى، و اين همان ساعت خواب و يا غفلت و يا سر- گرمى به كار مباحى از امور دنياست پس حسرت مىبرد از اينكه چرا تهى است و از اين مغبون شدن آنقدر غم بزرگى بر دل او مىنشيند كه چنان حسرت و اندوهى نديده است (٩) و همين طور خزينههاى تمام اوقات زندگيش و با خود مىگويد: اى نفس امروز بكوش تا خزينههايت را پر كنى، مبادا آنها را تهى از گنجهايى قرار دهى كه وسايل دولت ابدى است، و مبادا به تنبلى و آسايش و راحتى خو كنى تا از درجات عالى كه ديگران مىرسند تو باز بمانى و تنها حسرت دائمى آن براى تو باقى بماند، و اگر وارد بهشت هم شوى باز هم رنج مغبون شدن و حسرت طاقت فرسايى در پى دارى.
يكى از بزرگان مىگويد: فرض كن كه گنهكار را بخشيدند آيا اجر نيكوكاران را از دست نداده است؟ به همين غبن و حسرت آيه شريفه اشاره دارد:
«روزى كه جمع مىكند شما را براى روز جمع شدن، آن روز، روز مغبون كردن است (١٠).» اين بود سفارش به نفس، آنگاه سفارش ديگر اعضاى هفتگانه را آغاز مىكند، يعنى: چشم، گوش، زبان، شكم، آلت، دست و پا كه به منزله رعيتهايى در خدمت نفسند.
امّا چشم را از نگاه به صورت نامحرم و يا به عورت مسلمان و يا به نظر حقارت بر مسلمانى نگريستن، بلكه از هر نگاه بيهودهاى كه لازم نباشد، باز مىدارى، زيرا خداوند متعال از هر نظر بيهوده نيز- همان طورى كه از سخن بيهوده مؤاخذه مىكند- مىپرسد، وانگهى اگر از اين هم خوددارى كردى نبايد قانع باشى بلكه بايد به چيزى مشغول سازى كه مصلحتت در آن است و به خاطر آن