مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤١٦ - دوستى براى خدا و پيامبر
از كاستى و كاهش پس از افزايش يابند، از حواس مختلف و اعضاى متفاوت و از قبيل: بينايى، شنوايى، بويايى، چشايى، و بساوايى فراهم آمده و به طور طبيعى رو به كاستى و ناتوانى هستند، آنچه را كه يكى از آنها درك مىكند، ديگرى درك نمىكند، و توان آن را ندارد، اين مجموعه از جلب منافع و دفع زيانهاى خود عاجز است، و از نظر عقلى وجود يك مجموعه بدون فراهم آورنده، و دادن صورتى بدون صورتگر محال است، در نتيجه دانستم كه آفريدگارى دارد كه آن را آفريده و صورتگرى كه آن را صورتگرى كرده است كه از هر جهت غير اوست؟ خداى متعال فرموده است: «در خودتان مگر نمىبينيد (١١)؟». و مىفرمايد: «بزودى آيات خود را در آفاق و در خودشان، بر آنان مىنمائيم تا آشكار گردد كه او حق است آيا پروردگارت تو را كافى نيست كه او بر همه چيز گواه است (١٢).» و نيز فرموده است: «آيا در عجايب آسمانها و زمين و آنچه را كه خداوند آفريده است، نمىنگرند؟ و در آن كه شايد به حقيقت اجلشان نزديك شده باشد، پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان خواهند آورد (١٣)؟» و باز فرموده است: «آن كه هفت آسمان را طبقه طبقه آفريده است، در آفرينش خداوند بخشنده تفاوتى نمىبينى، پس چشم را بگردان، آيا نقصانى مىبينى؟ سپس دوباره چشم را باز گردان (١٤).» و اين قبيل آيات و سخنان دليل بر آن است كه بايد، تدبر و تفكّر كرد و با نظر عبرت و دقّت در آثار قدرت حق نگريست، و اينها چيزهايى است كه براى شناخت بايد از آنها كمك گرفت كه نتيجهاش محبّت و عمل به طاعات و عبادات است، و بيشتر مردم- به دليل بىتوجهى و دقت نكردن و سرگرمى به شهوات دنيا- درك و فهمشان از آن قاصر است، پس تدبّر و دقت در ملكوت خدا همان حقيقت ايمان است، زيرا هيچ ذرّهاى از بالاترين آسمانها تا ژرفاى زمين وجود ندارد، مگر اينكه داراى نشانههاى شگفت آورى است كه دليل بر قدرت، حكمت، جلال و عظمت خدا مىباشد، و اين نشانههاى قدرت غير قابل شمار است، بلكه اگر دريا براى