مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٩٧ - آفت خودپسندى
از فقر او چيزى به تو سرايت كند (٧)؟ اين خودبينى به ثروت است. و علاجش آن است كه در باره آفتها، حقوق و عظمت گرفتاريهاى مال، و از طرفى فضيلت فقرا و پيشى گرفتن آنها در ورود به بهشت، و هم چنين در اين باره كه ثروت باعث فريب و دلخوشى است، و با وجود آفتها و امكان تلف شدن ناپايدار است، بينديشد.
اين سخن پيامبر ٦ كه مردى با لباس زيبا متكبرانه راه مىرفت و گرفتار عجب و غرور بود، ناگهان زمين به امر خدا او را در خود فرو برد. و او تا روز قيامت در دل خاك مىماند (٨)، اشاره به كيفر خودپسندى و غرور به مال و جان، دارد.
ابو ذر- خدايش بيامرزد- مىگويد، با پيامبر ٦ بودم، وارد مسجد شد، به من فرمود: ابو ذر سرت را بالا كن، بالا نگاه كردم، مردى را با لباسهاى زيبا ديدم، دوباره به من فرمود: سرت را بالا كن! سرم را بالا كردم، مردى با لباس كهنه ديدم، فرمود: ابو ذر، اين مرد در نزد خدا از تمام ثروت زمين بهتر است (٩) و بيانگر ناچيزى توانگر و شرافت تنگدستان در نزد خداست، پس چگونه قابل تصوّر است كه مؤمن مغرور به مال باشد، بلكه از اينكه مبادا در پرداخت حقوق مال، و به دست آوردن از راه حلال و در جاى خود مصرف كردنش كوتاهى كند، بيمناك است، و هر كس اين طور نباشد، سرانجام كارش، بدبختى و هلاكت و خوارى است پس چگونه به جان و مالش عجب مىورزد.
اما مؤمنانى كه گنهكارند و خودشان را با اين سخن كه خداوند بخشنده است فريب مىدهند، و به اميد گذشت اويند و با اين اميد اعمال نيك خود را ترك گفته و سهل انگارى مىكنند كه نعمت و لطف خدا زياد و رحمت و كرمش فراگير است، چگونه گناهان بندگان در درياهاى رحمت او، معلوم مىشود؟ ما يكتا پرست و مؤمنيم و به ايمان خود اميدواريم، اين سخن درست و دلنشين است اما شيطان، آنان را مسخره مىكند، مىفريبد و گمراه مىسازدشان، زيرا ايمان به تنهايى- اگر خالى از عمل باشد- سود زيادى ندارد، ايمان به حقيقت نياز دارد،