مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٨٥ - درمان خودخواهى و كسب تواضع
گنهكار وضع آتش دوزخ را ببيند، از ترس و وحشت مردم آنجا و زشتى چهرهشان بيهوش مىشود، و اگر بوى گندش به مشام وى برسد از عفونت آن هلاك مىشود، و اگر قطرهاى از نوشيدنى آنجا كه اهل جهنم مىآشامند، به درياهاى دنيا بريزند، از مردار هم بدبوتر مىشوند. پس كسى كه سرانجام كار و حالش اين است- مگر اينكه مورد عفو قرار گيرد! در صورتى كه او نمىداند بخشوده خواهد شد يا نه- چگونه تكبّر مىورزد، و چگونه خود را چيزى مىبيند تا چه رسد كه خود را برتر از ديگران بداند! و كدام بندهاى است كه مرتكب گناهى نشده و بدان جهت مستحق كيفر نباشد، مگر اينكه خداوند كريم، به لطف خود ببخشايد؟! آيا ديدهاى آن كسى را كه نسبت به پادشاهى، جرمى مرتكب شده و استحقاق هزار تازيانه يافته است، پس در زندان بازداشت شده و منتظر است تا او را بيرون ببرند و در حضور مردم مجازات كنند، و نمىداند كه عفو مىشود، يا نه؟
وضع ذلّت بار او در اين زندان چگونه است، آيا ممكن است او به ديگر زندانيان تكبّر كند؟ و هيچ بنده گنهكارى نيست مگر اينكه دنيا زندان اوست و استحقاق مجازات از طرف خدا را دارد، و نمىداند كه جريان او چه مىشود، پس اين خود در غم، ترس، انعطاف، خوارى و ذلّت او بس است، و اين است راه معالجه علمى و بنيان كن، اصل و ريشه خود بينى.
امّا معالجه عملى خودخواهى؛ تواضع در عمل براى خدا و ديگر مردم و داشتن اخلاق متواضعان. همان طورى كه حالات صالحان را بازگو كرديم، حتى پيامبر ٦ روى زمين غذا مىخورد و مىگفت: من بندهاى هستم غذا مىخورم، همان طورى كه هر بندهاى مىخورد (١٦).
به حضرت سليمان گفتند: چرا لباس خوب نمىپوشى؟ فرمود: من بندهاى هستم، هر وقت آزاد شدم- اشاره به آزادى آخرت مىكرد- خواهم پوشيد! تواضع، پس از شناخت، جز با عمل انجام پذير نيست، و از آنرو، مردم