مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٤٦ - مقام دنيوى قابل ستايش
حالت سوّم آن است كه بر تو تهمتى بزنند كه تو از آن در نزد خدا مبرّايى، در اين صورت هم نبايد ناراحت شوى، و نبايد آن را كه به تو تهمت زده است، بدگويى كنى، بلكه بايد در باره سه چيز بينديشى:
١- اگر از آن عيب مبرّايى اما از عيبهايى نظير آن و معايبى كه خداوند پنهان داشته فراوان دارى پس خدا را شكر كن كه كسى از آنها آگاه نشده، و با گفتن عيبى كه تو آن را ندارى از آن معايب كه دارى، رد شده است.
٢- اين تهمت كفاره ديگر بديها و گناهان است، گويا كسى اين عيب را به تو نسبت داده تا تو را از گناهانى كه آلوده بودهاى، بشويد. و هر كسى كه غيبت تو را مىكند، گويا خوبيهاى خود را به تو هديه كرده است. امّا آن كه تو را مىستايد كمر تو را شكسته است، پس چرا تو به شكست كمر خوشحال و از هديه دادن نيكىهايى كه باعث نزديكى به خداست غمگين مىشوى، در صورتى كه تو معتقد به قرب الهى و بدان علاقمندى؟! ٣- آن بيچاره به دين خودش صدمه زده است، نه به دين تو، به حدّى كه از چشم خدا افتاده و خود را با تهمتى كه به تو زده است، هلاك كرده و در معرض بدترين عذاب خدا قرار داده است. پس سزاوار نيست كه بر او خشم بگيرى در حالى كه خدا از او خشمگين است، و شيطان هم او را دشنام مىدهد. تو نبايد بگويى: بار خدايا او را نابود كن! بلكه شايسته است كه بگويى: بار خدايا او را اصلاح كن و بر او رحم كن! همان طورى كه پيامبر ٦ گفت: بار خدايا قوم مرا كه نادانند، ببخش! (٣) (در آن موقعى كه مردم نادان او را مورد ضرب قرار دادند.) از جمله چيزهايى كه ناراحتى نكوهش را براى تو آسان مىكند، بريدن طمع است، زيرا آن كس كه از او بىنيازى، هر گاه تو را نكوهش كند، اثر نكوهش او، اثرى در دلت نمىگذارد، اساس ديانت، قناعت است، و بدان وسيله است كه از جاه و مال طمع بريده مىشود، و تا وقتى كه طمع باشد، حبّ جاه و