مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٤٤ - مقام دنيوى قابل ستايش
حاجت نداشت، دستشويى نمىخواست، و به طور مسلّم اين دوستدارى دستشويى محسوب نمىشود، و هر چه باعث وصول به هدف مورد علاقهاى شود، در حقيقت آن هدف را دوست دارد، نه آن وسيله را.
بدان كه بيشتر مردم، به خاطر ترس از مردم و علاقه به ستايش آنها، هلاك شدهاند، و حركات و سكنات ايشان، همگى در گرو رضاى مردم و اميدوارى به ستايش و ترس از نكوهش مردم شده، و اين از عوامل نابودى انسان است، پس شايسته است كه انسان به ستايش ستايشگران دلخوش نباشد بلكه آن كار را بر خود، و عقل خود عرضه كند و انصاف دهد، آنگاه اگر همان طور بود كه مردم مىگويند، سپاسگزار حق باشد و به لطف خدا و منّتى كه به خاطر عنايات و نيكوكاريهايش بر او نهاده است، شادمان باشد، و خود را به آن ستايش بسنده نكند بلكه خود را وادارد تا خداوند بيشتر به او بدهد، امّا اگر خالى از آن اوصاف بود، خوشنوديش به ستايش مردم از نهايت ديوانگى است. و مثل او مثل كسى خواهد بود كه كسى او را مسخره كند و او بگويد: سبحان الله چقدر اين هرزهگوئيها خوشبو است و با چه بوهاى خوش موقع رفع حاجت بيرون مىآيد! در صورتى كه او خود مىداند داخل معده او چه نجاسات و عفونتهاست با اين همه خوشحال شود! و همين طور است وقتى كه مردم تو را به درستى و پرهيزگارى بستايند و تو خوشحال شوى در صورتى كه خداوند از ناپاكى باطنت و آلودگى نهانت آگاه است، اين روش از نهايت جهل و نادانى تو است، زيرا اگر آن ستايشكننده راست مىگويد پس تو بايد از صفتى خوشحال باشى كه خدا لطف كرده است و اگر دروغ مىگويد، شايسته است كه ناراحت شوى نه خوشحال.
بايد بدانى كه در پى محبّت قلبى مردم بودن و خوشنودى بدان، باعث تنزّل مقام تو در نزد خداست. پس چگونه خوشنود مىشوى، بلكه ستايش ستايشگر بايد تو را غمگين ساخته و ناراحت و خشمگين كند، زيرا گفتهاند: هر كس به ستايش ستايشگرى دلخوش شود، شيطان توانسته وارد درون او شود.