مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٠٥ - نكوهش حرص، طمع و ستايش قناعت و قطع اميد از مال مردم
نكوهش حرص، طمع و ستايش قناعت و قطع اميد از مال مردم
بدان كه تنگدستى، ستايش شده است، لكن سزاوار است كه شخص تنگدست قانع بوده، و چشم طمع به مال مردم نداشته باشد، و به آنچه آنها دارند بىتوجه باشد، و از طرفى به كسب مال دنيا هم حريص نباشد، و به هر حال، اين اوصاف فراهم نمىآيد مگر اينكه انسان به مقدار ضرورت از خوردن، آشاميدن، و پوشيدن قناعت كند، و بر مقدار اندك از اينها بسنده كند، و به افزونطلبى و آرزوى زياد، دل نبندد، زيرا در آن صورت قناعت پيشه نبوده و ناگزير به طمع و ذلّت حرص آلوده مىشود و حرص و طمع سرانجام او را به اخلاق ناپسند و اعمال زشتى كه بر خلاف جوانمردى است مىكشاند. در حالى كه سرشت آدمى نيز بر حرص و طمع، دورى از قناعت نهاده شده است.
پيامبر خدا ٦ فرموده است: اگر فرزند آدم دو بيابان پر از طلا داشته باشد، خواهان بيابان سوّمى است، و باطن فرزند آدم را جز خاك چيزى پر نخواهد كرد، در حالى كه به آنجا كه بايد باز گردد باز مىگردد (١).
و آن بزرگوار مىفرمايد: دو گرسنهاند كه سير نمىشوند: جوينده علم و جوياى مال (٢).
و نيز آن گرامى فرمود: فرزند آدم هر چه پير مىشود، دو خصلت او جوان مىشود: آرزو و علاقه به مال دنيا (٣). و چون اين طبيعت آدمى باعث گمراهى بوده و غريزه كشندهاى است، خدا و پيامبرش قناعت را ستودهاند.