مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٨٠ - نكوهش دنيا
مثل دنيا همانند آن مردى است كه در بيابانى غبار آلود حركت كنند به طورى كه ندانند مقدار راهى كه طى كردهاند زياد است يا كم و يا آنچه مانده چقدر است، توشه راه را تمام كرده و خسته شده و در وسط بيابان بدون توشه و راحله مانده و به مردن خود يقين پيدا كردهاند، و در همان اثنا ناگاه مردى با لباس فاخر را ببينند كه از سرش آب مىچكد و بگويد اين نزديكىها زمين پرآب و علف و سرسبزى است، و بزودى به آنجا مىرسيد. آنگاه همان مرد بگويد: اى مسافران! شما چه كارهايد؟ بگويند: ما همين هستيم كه مىبينى. گويد: آيا مىدانيد كه اگر شما را به آب روان و باغهاى سرسبز راهنمايى كنم چه مىكنيد؟ گويند: نافرمانى تو را نمىكنيم، هر چه بگويى انجام مىدهيم، گويد: عهد و پيمان الهى با من ببنديد، و آنها عهد و پيمان خدايى به او ببندند كه نافرمانى وى را نخواهند كرد. آنگاه ايشان را به آب جارى و باغهاى سبز راهنمايى كند، و با ايشان تا خدا بخواهد بايستد، و بعد بگويد: حركت كنيد، گويند: به كجا حركت كنيم؟ به جانب آبى كه نظير اين آب و به طرف باغهايى كه مانند اين باغها نيست. بيشتر آنها بگويند: به خدا قسم ما آنچه در دسترس داريم تصور نمىكنيم بهتر از آن را به دست آوريم، و بهتر از اين زندگى نصيب ما شود. امّا عده ديگر كه اندكند، گويند: مگر شما با اين مرد عهد و پيمان الهى نبستيد كه هيچ نافرمانى نكنيد، و او در آغاز دروغ نگفت، به خدا قسم كه در آخر هم دروغ نخواهد گفت. در نتيجه پيروانش را آسوده گذاشته بر بقيه كه تخلّف ورزيدهاند حمله كند گروهى از آنها اسير و جمعى كشته شوند. (٥٨) مثالى ديگر براى برخوردارى مردم از نعمتهاى دنيا و بعد، ناراحتى و اندوه از جدايى نعمت: بدان كه مثال مردم برخورداريشان از دنيا مانند آن مردى است كه خانهاى را آماده ساخته و آن را آراسته باشد، و مردم را يكى يكى به آن خانه دعوت كند، و يكى وارد شود، او طبقى از طلا را كه معطّر به عطر و رياحين است نزد او بياورد و او آنها را ببويد و ترك كند براى آيندگان، و از رسم آنجا بىاطّلاع