مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١١١ - طمع و امثال آن
سعيد بن جبير مىگويد: خودبينى و غرور در برابر خدا، ايستادن روى گناهان و اميدوارى بر آمرزش است.
آدمى محاسبه و تدبير مىكند، اما قضاى الهى آن را دستخوش تغيير قرار مىدهد.
شخصى نقل مىكند، اسامة بن زيد، كنيز اولاد آورى را به صد دينار يك ماهه خريد، شنيدم كه رسول خدا ٦ مىفرمود: «آيا در شگفت نيستيد كه اسامه براى يك ماه خريد كرده است؟ براستى كه اسامه طول امل و آرزوى دراز دارد.» (٦) گويند: پيامبر خدا ٦ در كفش مردى، بندى از آهن مشاهده كرد، فرمود: «آرزوى طولانى دارى و از آخرت كم بهره، و از حسنات خود را محروم ساختهاى، هر گاه كسى از شما رشته طمعش را بريد و كلمه استرجاع (٧) را گفت، از جانب خدا بر او درود مىرسد.» (٨) يكى از بزرگان مىگويد: به حدود يك صد و سى سالگى رسيدم، هيچ چيز در رابطه با من نبود مگر اينكه كاستى را در آن احساس كردم جز آرزويم، همچنان كه بود، ماند.
لقمان به پسرش گفت: اى پسرك من! داراى دو قلب باش، قلبى كه بوسيله آن چنان از خدا بترسى كه هيچ گاه بر آن ترس، كاستى راه ندارد، و قلبى كه به خدا آنچنان اميدوار باشى كه غفلت در آن راه ندارد.
به يكى از بزرگان گفتند: خود را چگونه يافتى؟ فرمود: با عمرى كوتاه، آرزوى زياد، كردار بد، مبادا شما آرزوى دراز داشته باشيد، زيرا آن كسى كه سرگرم آرزويش باشد، مرگ او را خوار و ذليلش سازد، مبادا كلمه «اگر» بگويى زيرا اين كلمه پيشينيان را به زحمت انداخته و شما را هم هرگز آسوده نخواهد گذاشت.
على (ع) مىفرمايد: «هر كس به دورترين آرزويش رسيد بايد منتظر هر چه