مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١١٢ - طمع و امثال آن
نزديكتر فرا رسيدن اجلش باشد.» (٩) از امير المؤمنين (ع) است كه به فرزندش امام حسن (ع) مىفرمود: «پسرم، از خداوند چنان بيمناك باش كه مىبينى اگر تمام خوبيهاى مردم روى زمين را انجام دهى، ممكن است از تو نپذيرد، و چنان اميدوار باش كه اگر تمام گناهان مردم روى زمين را مرتكب شوى تو را مىبخشد.» (١٠) از على (ع) نقل كردهاند: پيامبر ٦ سپاهى گسيل داشت و مردى را به فرماندهى آن تعيين كرد، و به سپاهيان دستور داد، تا فرمان او را بشنوند و از او اطاعت كنند، فرمانده، آتشى برافروخت و به آنها امر كرد تا ميان آن آتش بروند، گروهى از آنان خوددارى كردند، و گفتند: ما از آتش فرار كرديم، و جمعى هم مىخواستند وارد آتش شوند كه خبر به پيامبر رسيد، فرمود: «اگر آنها وارد آتش مىشدند، پيوسته در آتش مىماندند.» (١١) و اضافه كرد: «اطاعت در نافرمانى خدا معنى ندارد، تنها در كار نيك اطاعت واجب است.» (١٢) و بعضى نقل كردهاند كه آن گروه تصميم داشتند تا وارد آتش شوند، امّا جوانى به آنان گفت: شتاب نكنيد تا رسول خدا ٦ بيايد، اگر آن بزرگوار شما را دستور داد كه وارد آتش شويد، آنگاه وارد شويد، پس خدمت پيامبر خدا رسيدند، آن گرامى فرمود: «اگر وارد آتش شده بوديد، هرگز از آن بيرون نمىشديد، اطاعت تنها در كار نيك لازم است، و اطاعت مخلوق، در آنجا كه نافرمانى خدا باشد معنى ندارد.» (١٣) گويند: نام آن فرمانده عبد الله بن مخمر بود، كه اهل شوخى بود و وقتى كه آن گروه مىخواستند وارد آتش شوند به آنها گفت: بنشينيد، قصد خنده و بازى را داشتم. كه رسول خدا فرمود: «اطاعت مخلوق در آنجا كه نافرمانى خدا باشد معنى ندارد.» (١٤) از حجّاج نقل كردهاند كه ضمن خطبهاى مىگفت: اى مردم، اين