إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٧ - باب هفتم كوتاهى آرزو
مىشود ولى دو خصلت با او باقى ميماند يكى حرص و آز ديگرى آرزو.
و حضرت امير المؤمنين ٧ در خطبهاى فرموده: بپرهيزيد از خدا كه چه بسيار صاحب آرزوئى بآرزويش نرسد و گردآورنده مال كه ثروتش خورده او نشود و شايد هم از حرام جمع آورى كرده باشد و چه بسا حق واجب آن را منع كرده باشد و حرام در مالش رسيده باشد و دشمنش آن را بارث ببرد وزر و وبالش براى او بماند و بر پروردگارش زيانكار و غمگين و افسرده خاطر وارد شود و زيانكار دنيا و آخرت باشد اين است خسران و زيان آشكارا.
و اصمعى گفت از مرد عربى شنيدم كه ميگفت همانا آرزوها گردن مردان را قطع كرده مانند سراب كه اميدوار بخودش را پشت سر افكنده ولى آن كس كه آن را از دور ديده فريبش داده و كسى كه شب و روز مركب سواريش باشد او را بسرعت بمنزل مرگ ميرساند و بديگران ملحق مىنمايد چنان كه شاعر گفته است:
|
و يمشى المرء ذا اجل قريب |
و في الدنيا له امل طويل (١) |
|
|
و يعجل للرّحيل و ليس يدرى |
الي ما ذا يقرّبه الرحيل (٢) |
|
و ديگرى گفته است:
|
يا ايها المطلق آماله |
من دون آمالك آجال (٣) |
|
|
كم أبلت الدنيا و كم جددت |
فينا و كم تبلى و تغتال (٤) |
|
١- و مرد راه ميرود در حالتى كه مرگ او نزديك است و براى او در دنيا آرزوى دراز است.
٢- براى حركت و كوچ كردن شتاب دارد ولى نميداند كاروان