إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٣ - باب چهارم در نكوهش دنيا
|
(٦) قلقا يجهزنى الى دار البلا |
متحيرا لكرامتى بهوانى |
|
|
(٧) متبريا حتى اذا نشر الثّرى |
فوقى طوى كشحا علي هجران |
|
١- شگفتا از ناخودآگاهى انسان كه چگونه زندگى را با ذلت و خوارى سير ميكند.
٢- من در بارهى دنيا انديشيدم در نظر من مانند بعضى از منزلهاى مسافران ميباشد كه بايد زود از آن منزل حركت كرد.
٣- مسير تمام مردم در اين مسافرت يكى است چه جمعيت زياد باشند يا كم در اين سفر يكسانند.
٤- در اين فكر و انديشه بودم كه چندين برابر بمالم بيفزايم ولى اگر باندك قناعت ميكردم مرا بىنياز ميكرد.
٥- از اين مال خير زيادى است براى وارثين و گويا مىبينم كه بوسيلهى نزديكترين آنها من در جاى خودم اذيت و آزار ميشوم.
٦- دنيا حركت ميدهد مرا و آمادهى آخرت ميكند متحير و سرگردانم كه كردار من مرا بكجا خواهد برد.
٧- در حالتى كه مرا بخاك ميكشاند هنگامى كه خاكها بر فراز من پراكنده شود و دورى ميكند و جدا مىنمايد و مبتلاى به هجران ميكند.
و شاعر ديگر گفته است:
|
(١) نل ما بدا لك ان تنال فإنما تعطى و تسلب |
و اعلم بانّك غافل في الغافلين و انت تطلب |
|