إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠٧ - باب سى و هشتم - ستايش شكيبائى
يك يك بيماريها و گرفتارىهايش را شمرد.
پس ناگاه ندائى از طرف خدا رسيد كه ايّوب كسى بايد در مقابل اين شكيبائى بر تو منت بگذارد كى قدرت و نيروى صبر و شكيبائى بتو داد پس عرضكرد بار الها منت گذاردن براى تست خاكها را بر سر ميريخت و گريه ميكرد و ميگفت: بار الها منت براى تو است پس ندائى آمد كه «ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ»[١] پايت بر زمين بزن كه اين چشمهاى است سرد و آشاميدنى.
پايش را بزمين كوبيد پس چشمهى بزرگى جوشيدن گرفت سپس خود را از آن شستشو داد و از آن چشمه بيرون شد بدنش مانند لؤلؤ سفيد درخشش داشت ملخهاى طلا از آسمان باريد ايوب و اهلش ملخها را گرفتند و خدا تمام فرزندانش را كه مرده بودند زنده كرد مانند اولش ثروتمند شد و زنانى را تزويج كرد و از آنها فرزندان فراوانى بوجود آمد همان طورى كه خداى تعالى ميفرمايد: وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ»[٢] و بخشيديم بايوب كسان و فرزندانش را و مثل آنان را با ايشان رحمتى از ما و پندى است اين داستان براى خردمندان.
رسول خدا فرمود: كه صبر نصف ايمان و يقين تمام ايمانست و هر كس بر مصيبتى شكيبائى كند بهر مرتبهاى كه صبر كرده خدا در نامهى عملش سيصد درجه مينويسد فاصله ما بين هر درجهاى از هفت طبقهى زمين است تا عرش و هر كس در مقابل زحمتهاى طاعت و بندگى
[١] ص ٤١.
[٢] ص ٤٢.