إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٨ - باب سيزدهم سبقت در عمل
٢- خاندان من در كندن قبرم شتاب كردند و مرا بردند رفتن من از كرامات بزرگ من و از معجزات من بود.
بر انسان خردمند واجب است كه وقتهاى نماز را مواظب باشد و شتاب كند بسوى كارهاى خوب و كردار نيك از قبيل خوبى كردن بمردم و صدقه دادن زيرا كه عمر و زندگى چند لحظه بيش نيست كه ناگاه گفته مىشود فلانى مرد! هر گاه معاينه كند در قبر و ببيند ترس و بيم و اندوه و حسرت را ميگويد: مرا بدنيا برگردانيد تا با ثروتم صدقه و انفاق كنم باو گفته شود كه دور است برگشتن تو.
پس اى خردمند هوشيار غنيمت بشمار آنچه را كه از وقتت باقى مانده زيرا كه مانده عمرت دوامى برايش نيست، بهمين وقت اندك تلافى كن آنچه را كه از دستت رفته، كوشش كن كه بينائى خود را براى آخرت قرار دهى پس آن آخرت بسوى تو بسرعت برگردد مانند نظر كردن تو بسوى دنيا زيرا كه دنيا نابودشدنى است و آخرت باقيست و خوشبخت كسى است كه آماده سفر آينده باشد و پيش فرستد عمل شايستهاى را قبل از آن كه مرگ در رسد و قبل از روزى كه در آن روز نه ثروت و فرزندان فائدهاى ببخشد.
|
(بادر شبابك ان يهرما |
و صحة جسمك أن يسقما (١) |
|
|
(و ايام عزك قبل الممات |
فما كل من عاش ان يسلما (٢) |
|
|
(و قدّم فكل امرء قادم |
على كل ما كان قد قدّما (٣) |
|
١- پيشى گير جوانيت را پيش از اينكه پير شوى و تندرستيت را پيش از آن كه مريض شوى.
٢- و روزگار عزتت پيش از مردن كه نيست هر زندهاى هميشه