إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٨ - باب هفتم كوتاهى آرزو
او را بچه چيز نزديك ميكند.
٣- اى كسى كه آرزوهاى خويش را رها كردهاى پيش از آرزوهاى تو مرگهاست.
٤- چقدر دنيا در ميان ما تازه و كهنه كرد چقدر گرفتار كرد و فريب داد.
و حضرت حسين بن علي ٧ فرمود: اى پسر آدم همانا تو مانند روزگارى هر روزى كه بر تو بگذرد قسمتى از تو كاسته و كم گردد، و بمردى گفتند حال تو چطور است؟ گفت: به خدا سوگند شب را صبح كردم در بىخبرى از مرگ با گناهانى كه دور مرا گرفته و مرگى كه بسوى من در شتاب است و بر وحشتى كه نميدانم بچه سختى و مشقتى مرا مىاندازد بنا بر اين از من بدتر و خطرش بزرگتر كيست؟ بعد گريه كرد، ابو العتاهيه وارد شد بر ابى نواس در مرض فوتش پرسيد نفس خود را چگونه يافتى و خود را چطور مىبينى؟ ابى نواس اين شعر را خواند:
|
رب في الفنى سفلا و علوا |
و ارانى اموت عضوا فعضوا (١) |
|
|
ذهبت حدّتى بطاعة نفسى |
فذكرت طاعة اللَّه نضوا (٢) |
|
|
ليس من ساعة مضت بى الّا |
نقضتنى بمرّها جزءا (٣) |
|
|
قد أسأت كلّ الاسائة فاللهم |
صفحا عنّا و عفوا عفوا (٤) |
|
١- پيرى خيلى مرا پائين و بالا انداخت و مىنمايد مرگ مرا كه روح من عضوى پس از عضوى ترك مىنمايد بدن را.
٢- كوشش و سعى من در پيرى نفسم مصرف شد پس در حالت ضعف و ناتوانى بياد اطاعت پروردگار افتادم.